بهروز
دو تا نگاه آدمو ناراحت ميكنه: نگاه سرد كسي كه دوسش داري... نگاه گرمي كه گذراست...
بهروز
هر جا كه مي بينم نوشته است: "خواســــــتن توانســـــتن است" آتش مي گيرم!!... يعني او نخواســــــــــــت كه نشد......؟
بهروز
کوه غروربودم"کی گفت بیای ومجنونم کنی** کی گفت که تو حصارغم اسیر و زندونم کنی*** کی گفت که عاشقم کنی زاروپریشونم کنی*** کی گفت که ازعاشق شدن منوشیمونم کنی*** کی گفت که از چشمای من خواب و بدزدی و بری**** کی گفت پریشونم کنی*** کی گفت بری"""کی گفت بری""
بهروز
عجب روزگاریه.... کسی که تا دیروز میگفت بدون تو نفس هم نمیتوانم بکشم... امروز در اغوش دیگری نفس نفس میزند...
بهروز
هی فلانی می دانی؟ می گویند رسم زندگی چنین است می آیند.....می مانند.....عادت میدهند....ومی روند وتو در خود می مانی و تو تنها می مانی راستی نگفتی رسم تو نیز چنین است؟.... مثل تمام فلانی ها؟
بهروز
پسره قد فیل رشد کرده و قیافه ی گوریل داره، دوست دخترش بهش میگه : جو جو...
بهروز
صفـــر را بستند تا ما به بیــرون زنگ نزنیم از شما چه پنـــهان ما از درون زنـــگ زده ایم.../.
بهروز
تا حالا کسی اینجا ریمن بازی کرده
بهروز
افلاطون می گوید: اگر با دلت چیزي یا کسی را دوست داري زیاد جدي نگیر، چون ارزشی ندارد، زیرا کار دل دوست داشتن است مانند چشم که کارش دیدن است اما اگر یک روز با عقلت کسی را دوست داشتی، اگر عقلت عاشق شد بدان که داري چیزي را تجربه می کنی که اسمش عشق است.
بهروز
غرق گناهم به که روی آورم / نامه سیاهم به که روی آورم از غم و غصه شده ام زیر و رو / غیر خدایم به که روی آورم . . .
بهروز
جمله ها تمام شده اند... کلمه ها ناتوانند... شعرها بوی کهنگی و پوسیدگی می دهند... آدمها خیانت می کنند... دوستان خنجر تیز می کنند... ...
بهروز
منم آن موج بی آرام و سرکش که سرگردان به دریای فریبم مرا دیگر رفیق و همدمی نیست به شهر نابسامانی غریبم
بهروز
نا بينائي به ماه گفت دوستت دارم ماه گفت چگونه؟ تو كه نمي بيني ؟ نابينا گفت چون نمي بينم دوستت دارم ماه گفت چرا ؟ نابينا گفت اگر مي ديدمت عاشق زيبائي ات مي شدم ولي حالا كه نمي بينمت عاشق خودت هستم
بهروز
نا بينائي به ماه گفت دوستت دارم ماه گفت چگونه؟ تو كه نمي بيني ؟ نابينا گفت چون نمي بينم دوستت دارم ماه گفت چرا ؟ نابينا گفت اگر مي ديدمت عاشق زيبائي ات مي شدم ولي حالا كه نمي بينمت عاشق خودت هستم