بهروز
مینویسم بیاد اونکه عاشقم کرد ورفـــت امیدوارم هرجاهست بی من خوش باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بهروز
بنده ای خدا را گفت: اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا آرزو کنم؟ خدا گفت: شاید نوشته باشم "هر چه آرزو کند..."
بهروز
این شاخه نازک سرنوشت تحمل وزن هر دوتایمان را نداشت! بالاخره یک روز می شکست! شاید این تنها دلیلی بود ک من دست هایت را ول کردم و از چشمهایت افتادم!!!
بهروز
به "او" بگویید دیگر "او" های نوشته هایم را به خود نگیرد! ازین به بعد " او " دیگر آن "او" نیست....
بهروز
دوست عزیزی که کغش ها رو از طبقه اول برداشتی:اون کفش سفیده رو35 تومن واون مشکیه رو65 تومن خریده بودم. اگه ارزون تر فروخته باشی,رفته تو پاچه ت بنده خدا.
بهروز
گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟ گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟ گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟ گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟ گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟ گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟ گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام تو من .
بهروز
گاهی نفس به تیزیه شمشیر میشود از هرچه زندگیست دلت سیر میشود کاری ندارم کجایی ،چه میکنی بی عشق سرمکن که دلت پبر میشود
بهروز
دنیایمان فقط با نام او معنی میگیرد
بهروز
دو تا نگاه آدمو ناراحت ميكنه: نگاه سرد كسي كه دوسش داري... نگاه گرمي كه گذراست...
بهروز
هر جا كه مي بينم نوشته است: "خواســــــتن توانســـــتن است" آتش مي گيرم!!... يعني او نخواســــــــــــت كه نشد......؟
بهروز
یادمان باشد که همیشه ذره ای حقیقت پشت هر “فقط یه شوخی بود” کمی کمی کنجکاوی پشت “همینطوری پرسیدم” قدری احساسات پشت “به من چه اصلا” مقداری خرد پشت “چه میدونم” واندکی درد پشت “اشکالی نداره” وجود دارد . . .
بهروز
گفت سرنوشت من و تو از هم جداست. گفتم این بهانه است ، قلب من بازیچه دلهاست. گفت تقصیر خودت بود ، عشق در قصه هاست. گفتم اگر عشق در قصه هاست ، پس چرا با من عهد بستی. گفت تو اشتباه کردی که به پای من نشستی.
بهروز
شهر هرت كجاست؟؟؟؟؟ تا به حال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون پرسیدید واقعا شهر هرت کجاست؟ - شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب. - شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگر رو می شناسن. - شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند.....
بهروز
کوه غروربودم"کی گفت بیای ومجنونم کنی** کی گفت که تو حصارغم اسیر و زندونم کنی*** کی گفت که عاشقم کنی زاروپریشونم کنی*** کی گفت که ازعاشق شدن منوشیمونم کنی*** کی گفت که از چشمای من خواب و بدزدی و بری**** کی گفت پریشونم کنی*** کی گفت بری"""کی گفت بری""
بهروز
بعد از مدت ها با مادرمون دعواشد اونم چه دعوایی اعصابم داغونه داغونه!