بهروز
همیشه سخترین سیلی را از کسی میخوری که روزی بهترین نوازشگرت بود.
بهروز
عجب حالی داردجوگیرشوی درآنی می خواهی دنیارابچرخانی سمت خودت!!! همچین نشدنی ومحال هم نیست! یک ذره اراده می خواهد. جوگیرکه بشوی،اراده خودش می آید! می آیدکه چه عرض کنم!هجوم می آورد!!! آن وقت تومی مانی ودنیای منحنی ویک عالمه اراده که درخدمت تواند! اما،امان از زمان!! نمی دانم چراهمش سرلج دارد! تنهادودقیقه زمان کا[!]ت،تا همه ی اراده هایت بروند! بروندکه چه عرض کنم!فرارکنند!!!
بهروز
. تصویر خاطراتمان را در قاب خالی ذهنم به امید دیدار نگه میدارم
بهروز
بغض هایم رابه آسمان سپرده ام!خدا به خیرکندباران امشبم را…..
بهروز
مه مرا با خنده های بلند می شناسند. بیچاره بالشم با گریه های بی صدا…
بهروز
پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟ دختر: سلام. خواهش می کنم.? asl plz پسر : تهران/وحید/26 و شما؟ دختر : تهران/نازنین/22 پسر : اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه. دختر: مرسی!شما مجردین؟ پسر : بله. شما چی؟ازدواج کردین؟ دختر : نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟ پسر : من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟ دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم. پسر : wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم. دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟ پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟ دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟ پسر : خیابون دربند. شما چی؟ دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟ پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟ دختر : اسم فامیلی شما چیه؟ پسر : من؟ حسینی! چطور؟ دختر : چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟ پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز
بهروز
یکی بیاد با این پری خانم دوست بشه دست از سر این دنبالر برداره
بهروز
دقت کردین ؟ اینایی که میرن کلاس گیتار ، بدون استثنا اولین آهنگی که یاد میگیرن آهنگ خز شده و ضایعِ “اگه یه روز بری سفر” میباشد پ.ن : از اساتید محترم خواهشمندیم یکم تنوع به خرج بدید
بهروز
بعد از ۳-۴ ماه به طرف زنگ زدم، میگه: واااای چه جالب! همین الان داشتم شمارتو میگرفتم
بهروز
دیروز رفتم بقالی سر کوچمون یه دختر و پسر دوقلو خوشگل کوچولو تو بقالی بودن بعدش من لپای دختررو کشیدم گفتم اسمت چیه ؟ پسره عصبی شد گفت زهرا اسمتو بهش نگو
بهروز
بروسلی رو دیدی ؟ این ممدشونه
بهروز
میـــدانی ایــن روزهــا آرزویـــمــ ـ ـ ـ چیــسـتـــ ؟! ایـنـکـه یکــی مـــرا از تــهِ دل بـــخــنــدانــد و هــی بـگــویــد : × دوستَـتـــــــــــــــــــ دارمـــ ــ ــ . . . ×
بهروز
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند دلم برای کسی تنگ است که تنم اغوشش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند. که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند.
بهروز
اینگونــه زندگــی کنیـم : سـاده ؛ امّا .... زیبــا ! مصمـم ؛ امّا .... بی خیـال ! متواضـع ؛ امّا .... سربلنـد ! مهربـان ؛ امّا .... جـدی ! سبـز ؛ امّا .... بی ریـا ! عــاشق ؛ امّا .... عــاقل ...