بهروز
خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ... الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ... تلافی من .... میرم تا به اون برسی ... سره راهت نباشم ... راستی ... قد من دوست داره ...؟
بهروز
دست به صورتم نزن می ترسم بیفتد ... نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد .. سیل اشک هایم تو را با خود ببرد .. و باز .. من بمانم و تنهایی ...
بهروز
کاش می شد لحظه ای با یار خود تنها شوم بی غم و اندوه از تنهائی ی فردا شوم سر به روی شانه های مهربان او نهم غرق خوبی های بی پایان آن زیبا شوم آن دو چشم ناز و زیبا را ببوسم چون دو دست همنشین خسته ی آن ماه بی همتا شوم دل بشویم با نگاه ناز او از درد و غم می بنوشم از لبانش،فارغ از غم ها شوم از محبت های پاک و ساده ی آن نازنین همچو گل های قشنگ اطلسی زیبا شوم مهربانی و قشنگی،پاکی و آزادگی این صفات خوب را من جملگی دارا شوم
بهروز
عشق یعنی دستهای گرم تو عشق یعنی هرچه دارم سهم تو عشق یعنی بی قراریهای من عشق یعنی هر گناهی پای من عشق یعنی آرزوی دیدنت عشق یعنی فرصت بوسیدنت
بهروز
امروز هم احساس تنهایی میکنم. تنهای تنها درسرزمینی ناآشنا ٬ میان حقایقی که از آن گریزانم. دراین هنگام به دنبال کسی می گردم تا حرف دلم رابرایش بازگو کنم ٬ اما وقتی که از همه کس و همه چیز ناامید می شوم ٬ به خلوت ترین مکان پناه می برم و به دوراز چشم دیگران اشک می ریزم. اشکهایی که بیان کننده دردهای درونی ام هستند و درمیان اشکهایم تورا صدا میزنم و میخواهمت ولی تونیستی عزیزم و فقط یاد توست که به من آرامش میده بیا پیشم امروز بیش از اندازه به تو محتاجم باور کن
بهروز
در این دنیای بی رحم ومروت دلم بازیچه دست بدا شد از ان احساس پر شور وقشنگم فقط اهی نصیب ادما شد کتاب قصه عشقم ورق خورد ولی هرکه شنید نااشنا شد تموم شادی ها رفتند وبازم فقط سهم من از دنیا غماشد
بهروز
باز رسیده روز رفتن رفتن از پیش دل من بی وفا چی کار کنم پس تاکه حل شه مشکل من @ نمیخام تنها بری تو کاش میشد که جام نذاری چی میشد به همه بگی که منو دوسم توداری @ گفته بودم نمیخامت ولی اخه مگه میشه کاش بدونی که تو هستی زندگی من همیشه@ کاش سرم رو شونه هات بود دست عاشقت تو دستم دیگه هیچی نمی خواستم نمی گفتم که چه خستم@ نمی دونم که میادش که بازم تو رو ببینم کاش میشد واسه همیشه توی اغوشت بمیرم...........
بهروز
سلام.....امشب غمگينم !!!.داشتم به دنيا فكر ميكردم به اينكه چقدر بي ارزش ...چقدر سخته تو دنيا زندگي كردن ...اين فكرا از نيم ساعت پيش كه داشتم فيلم پرتقال خوني رو ميديدم اومد تو سرم...واقعا ادم نميدونه حرف چه كسي رو باور كنه؟كي راست ميگه..كي دروغ...؟؟؟؟؟ادم بعضي وقتا به حرف كسايي اعتماد ميكنه كه دارن دروغ ميگن و به خاطر همون آدماي نامرد حرف كسيو باور نميكنه كه داره راست ميگه....چقدر سخت....سخت.........دروغ...دورويي....خيانت... هوس....تهمت...گناه...ظلم....انگار همه چي تو اين دنيا وجود داره جز عشق..................................... .
بهروز
یه سوالی داشتم کی تا حالا اینجا پچ فیفا 12 نصب کرده هرکی بگه جایزه داره
بهروز
حمید استیلی بعد از خونه نشین شدن : پسر حمید استیلی : بابا برام توپ میخری ؟ حمید استیلی : نه بچه برو اعصاب ندارم ! پسر : نمیخری ؟ حمید استیلی : نه ! نه ! نه ! پسر حمید استیلی : علیییییییه دایی علیییییییه دایی
بهروز
غضنفر می ره دکتر، می گه آقای دکتر من چشمام ضعیفه. دکتر می گه تا چه حد ضعیفه؟ غضنفر می گه شما اون مگسی رو که روی دیواره می بینین؟ من نمی بینمش
بهروز
کوچولو های بارسلونا در ایران
بهروز
دوغ قبول ! شیرکاکائو قبول ! آبمیوه پاکتى قبول ! اصلا نوشابه هم قبول ! آب معدنى رو دیگه برا چى تکون میدى ؟ همش همونه !!! .
بهروز
صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو ، یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو ، خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد ، تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو ، لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی ، تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو ، صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو ، یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو ، تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند ، تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو