دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ممد
مرد
امتیاز: 3688

دنبال‌شدگان

(360 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(441 کاربر)

گروه‌ها

(34 گروه)

بازدید

ممد
ممد

اﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﮊ ﻟﺐ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺗﺎ ﺑﺎﻻﯼ ﻟﺒﺸﻮﻥ نوه ی همون ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍیین ﮐﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻞ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺑﺎﻻ ..!!

ممد
532250_642274142464677_449291926_n.jpg ممد

فامیل دور: آقای مجری من با زوری که در این خر میبینم افق های روشنی در برابر خودم میبینم. جیگر: من خر نیستتتم من خر نیستتتتتم من خر نیستتتتتتتتتتم ... فامیل دور: ببخشید جسارت کردم، شما عقابی ، پروانه ای، من خرم که با تو توی این خونه موندم

ممد
ممد

عااااایا تلنگرررررررررررر زدن ب مردم کار خوبیس

ممد
ممد

ممد
siETDw_400.jpg ممد

مرصاد؛ جدیدترین سلاح تک‌تیرانداز ایرانی بزن لایکو برا سلامتی بچه های صنایع دفاع

ممد
1344197895_funny-pictures-35.jpg ممد

پارسال بهار دست جمعی رفته بودیم زیارت

ممد
ممد

هیچکس تنها نیست همراه دوم

ممد
ممد

دوتا ترول گذاشتم حال کنید

ممد
6wcfjbwymw6s7t1rs5et.jpg ممد

ممد
ممد

@NILOOFAR این آینگ پروفایلت مونه اوسکول وکرده

ممد
0.286367001354054663_taknaz_ir.jpg ممد

جناب مهندس یادبگیراینجوری کارمیکنن خرکار

ممد
ممد

شبی گذر شیخ با ابودهقان، یکی از یاران شیخ به خط راه آهن افتاد، کوه ریزش کرده بود و خط را بسته بود و قطاری از دور می آمد. ابودهقان برای خود خمایی به سرعت خشتک خود را در آورد و به سر دسته بیلش چسنباند و با چراغ نفتی آن را آتش زد. خودش را وسط خط آهن انداخت و دست و دست بیل تکان میداد گه ناگهان قطار از رویش رد شد و به کوه برخورد کرد و همگی به نابودیت الهی پیوستند. شیخ که شاهد این واقعه بود، دستی بر متعلقات خویش برد و جا به جا کرد. سپس سر خرش را گرفت و از محل متواری شد.

ممد
ممد

در خبر است شیخ [!] الدین برای انجام پاره ای امور به نقطه ای دور دست سفر می نمود و از برای انجام این امر در خیابان دست راست خویش را بلند نمود و ناگاه اتومبیلی زرد رنگ در جلو ایشان متوقف بشد و مریدان از این کرامت بسیار تحت تاثیر قرار گرفتند. چون شیخ در این ماشین بنشست در صندلی عقب با خانومی همسفر بگشت اما آن بانو بسیار غمگین ببود و مدام گریستن بکرد. شیخ از برای تسلی دادن آن مریده وی را زیر پر و بال خویش بگرفتند و وی را گفتند، بانو، آیا مشکلی پیش بیامده؟ مریده رو به شیخ بکرد و گفت:یا شیخ به فاصله چند روز هم شوهرم به من خیانت بکرد هم دوست پسرم و سپس با چشمانی درشت و پر از اشک به سان غورباقه ای از داخل آب به شیخ نگریست. نقل است شیخ چنان تحت تاثیر صداقت آن مریده قرار بگرفت که خشتکش را از سه ناحیه به شش قسمت تقسیم نموده و آن را آتش بزد و سپس از راننده درخواست دستگیره ی شیشه ی در اتومبیل نمود تا آن را بیرون بیفکند ولی راننده از دادن دستگیره خوددداری نمود تا آنکه همگی در آتش خشتک شیخ بسوختند.

ممد
1379710_615815498455393_194973339_n.jpg ممد

ضد حال زدن به دشمن حتی در بدترین شرایط...

ممد
196575_227640690696767_1194130995_n.jpg ممد

ازدواج از نگاه های مختلف