روزی مریدان بر سر کلاس دروس خارج از فقه ( علوم رایانه و مریدان) شیخ حضور بهم رساندند... مریدان پرسیدند: ای شیخ دانا , ایهاالجابز , معنا و مفهوم لغت بیگانه "دیفالت" ( ِِdifault ) چیست؟ شیخ { علمه کثیر" کثیرا } فرمودند : همان است که از اول بوده و هست و بهتر است همان بماند... گویند مریدان نعره زنان فی الفور ستینگِ ( setting ) خشتک خویش را از حالت کاستوم ( custom ) به وضعیت دیفالت , اپلای ( apply) کردند با دو انگشت !!!
آورده اند که روزی شیخ در فکر فرو رفته بودي که چگونستي که مریدان با این بيشعوري و فراخ طبعی پس از شنیدن سخنان او اینچنین تیز و فرز خشتک می درند و چون برق به سمت بیابان روانه می شوند و دیوار صوتی می شکنند، لذا تدبیری اندیشید تا از سرّ ِ کار آنان سر در بیاورد. ساعتی بعد مریدان را جملگی فراخواند ، مریدان به گرد او جمع گشتند و منتظر دُرفشانی شیخ بودند تا مثل همیشه سر به بیابان بنهند که شیخ قبل از افاضه فرمایشات خویش با حرکتی انتحاری در کسری از دقیقه از همه آنها آزمایش دوپینگ گرفت!!! لذا تست دوپینگ همه مریدان مثبت اعلام شد و مریدان تا 2 دوره از شرکت در تجمعات شیخ محروم و تمامی "خشتکهای اهدایی" به آنها جمع آوری و در اختیار مردم مصیبت زدۀ سومالی، كنگو كينشازا و پاپوآ گینه ی آفریقایی قرار گرفت.
جمعی از مریدان غیر ذکور نزد شیخ السارق رفته و اعتراض نمودند یا شیخ چگونه باشد که اگر ذَکَری ( پسری ) با چند اُونثی ( دختر ) باشد آنرا زرنگ گویند و اگر عکس این باشد اونثی را فاحشه ؟ شیخ تأملی بکرد و فرمود: . . . . همانا اگر کلیدی چندین قفل بگشاید آنرا شاه کلید نامند و اگر قفلی را چندین کلید باز کنند، آن قفل را خراب نامند. مریدان ذَکَر از این گفته شیخ آنچنان دامنشان از دست برفت که هر یک خشتک دیگری را بدرید
پیره مرده خلاف اومد منو کتلت کرد من مقصر نبودم میخواس بر سر خاک دامادش بین راه گف تو قبر ک جا هست ی اسکولو ببریم داماده تنها نره اون دنیا میخواس منو خاک کنه
مریدان پرسیدند یا شیخ ما از ننه خویش قهر نمودیم و میخواهیم آواز بخوانیم و نغمه سر دهیم،نام آلبوم را چه بگذاریم که بهتر جواب دهد؟ شیخ فرمود: آلبوم دیگر کهنه گردیده و بی فایده است،بهتر است به [!] بوک رفته و پیج بسازید هم بی خطر باشد،هم خواهر مادرتان کمتر مورد عنایت قرار میگیرند مریدان نعره زنان به کافی نت رفتندی و هریک پیجی بساختندی و پس از چندی رخت مریدی بکندندی و برای خویش شاخی بشدندی
روزی جمعی از نسوان و مریده های شیخ به نزد ایشان آمدند و خدمت ایشان عارض شدند که : یا شیخ ( خشتک اعضای باند یاکوزاها به فدایتان باد ! ) مدت هاست که زورگیران در خیابان امنیت را از ما ربوده اند و هیچ کس نیست که به داد ما رسد و تا بخواهیم به نیروی انتظامی گزارش دهیم و آنها برسند کار ما تمام است !!! به نظر شما چه باید بکنیم ؟ شیخ فرمود : چنانچه شخصی از نسوان در خیابان مورد حمله زورگیران قرار گرفت، فلفور شال و روسری از سر برکند که در آن زمان در کمتر از سه سوت گشت ارشاد رسیدندی و وی را نجات دادندی !!! پس مریده ها ازین همه ذکاوت روسری ها و چادر ها از سر دریدندی و همی با خشتکی آسوده سر به خیابان های محل نهادندی!!!!
روزی شیخ در بی آر تی نشسته بودی و هندزفیری به گوشش ببود.. اتوبوس که به ایستگاه رسید. شیخ ییهو به خودش آمد و از مریدان پرسید پل مدیریت است عایا ؟ مریدان جملگی به دروغ گفتند آری آری خودش است ، در حالی که ملاصدرا بود .. شیخ سراسیمه و با هزار بگایی از اتوبوس پیاده گشت و اتوبوس به راه افتاد .. مریدان نعره ها زدند و شیخ را مسخره کردند دیوثها، اما شیخ میدل فینگر خویش را بر ایشان عرضه داشت و در طرفت العینی مسیل بین ملاصدارا و مدیریت را بر ترک موتول سیکلتی پیمود و در آنجا منتظر مریدان بشد و چون مریدان بر مدیریت رسیدند شیخ دست روی خشتک گرفته و ایشان را به تناول شوشول خویش فراخواند.
@سعیده خدا بيامرزه اي ننه مارو...آقو اي زن اصلا به آرايش اعتقادي نداشت!حتي يه مدت شايعه شده بود که عباس آقا(قصاب محلمون) طرح سيبيلاشو از رو سيبيل ننه ما الگوبرداري ميکنه!يه بار مدير مدرسه به ما گفت:ساده فردا جشن روز مادر داريم به مادرت بگو بياد مدرسه...آقو اي ننه ما اومد تا چشم مدير بهش خورد افتاد سر ما تا ميخورديم مارو زد...ها ها ها...هي ميگفت:منو مسخره کردي بچه!؟رفتي باباتو آوردي واس روز مادر!؟...آقو آخر مارو بخاطر اي قضيه از مدرسه اخراج کردن...پروندمونم فرستادن آموزش و پرورش ممنوع التحصيلمون کردن...آخرشم اي ننه ما دست به صورتش نزد...ها ها ها...
@ﬡᖲᗩᖇᗩ آقو ما يه روز سرما خورديم شبش 40درجه تب کرديم!هرچي به خونواده گفتيم آقو مارو ببرين درمونگاه گوش نکردن گفتن بيايم از اي وضعيت استفاده بهينه کنيم،مارو گذاشتن وسط اتاقو به عنوان بخاري!شيلنگ گازمونو به صورت غير اصولي وصل کردن نصف شب يه بادي از ما در رفت کل خونواده دچار گازگرفتگي شدن همه شون مردن!ها ها ها...داغون شدنا له له شدن!آقو از کل خاندان "ساده" فقط ما باقي مونديم پدر جدمون ديد نسلش داره منقرض ميشه نصف شب اومد تو خواب ما مارو به حد مرگ زد!ها ها ها...از خواب که بيدار شدم 16تا از دنده هام شکسته شده بود!آقو همسايه ها جمع شدن مارو ببرن بيمارستان همه سوار ماشين شدن مارو يادشون رفت سوار کنن ما تا بيمارستان دنبال اي ماشينو دوئيديم!تا رسيديم پليس راهنمايي و رانندگي اومد مارو بخاطر سرعت غير مجاز گرفت برد پارکينگ! الآن ما 11ساله تو اي پارکينگو خوابيديم هيشکي نمياد دنبال ما!ها ها ها....يني چنان داغونما له له هستم الآن!
ســـرِ خــــاک مــن ... اونـي که بيشـتر اذيتم کرد بيشـتر گريه ميکنه ... اونـي که نخواست منو ببينه بالاخره مياد ديدنِ جسـدم ... اونـي که حتي نيومد تولدم زير تابـوتـمـو گرفته ... اونـي که سـلام نميکرد مياد برا خدافظــي ... عــجـــب روزيــــــه اون روز...حیف که خودم اون روز نیستم واسه این روز آماده ای؟؟!
آخه چرا هان چرا درسته آدم میاد که ارسالاتونو بخونه کمی بخنده بعد ییهو با این صحنه ی تاسف بار روبه رو میشه دیکه از دلو دماغ میوفته یا شیخ بزن تو فاز همون مسخره بازی بهتره
@♪♫♪ یــا ســ C ـــی ♪♫♪
13 سال و 2 ماه و 26 روز49 ثانيه قبلبچه دار شد
13 سال و 2 ماه و 25 روز و 23 ساعت و 57 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 25 روز و 23 ساعت و 32 دقيقه قبل@samira
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 8 دقيقه قبل