دو کس را جنگی در برگرفت یکی گفت:تو کافری و خواهرت بر من حلال باشد! آن دیگری گفت:زرشک،تو کافری و مادر تو بر من حلال است! اولی گفت: هان ! به مادر من توهین کردی پس زنای محصّنه کردی !و مهدورالدم شدی و خونت حلال شد پس بخواب و وصیت نمای!!! جنگ بالا گرفته بود که شیخ وارد گشت چونان که اژدها وارد گردید پس آنان را گفت هر دو کافرید و خواهر مادرتان بر من حلال است و ایضاً جماع با خودتان نیز بر من و یارانم واجب! پس آندو خشتک برکشیده جیغ و داد کنان به گ و ه خوردن بیافتادندی تا شیخ از خشتک آنان درگذرد پس هر دو ایمان آوردند و به شیخ مومن گردیدند....
شیخ [!] الدین را گفتند یا شیخ، آیا شما با حضور بانوان در ورزشگاه فوتبال آقایان موافق هستید؟ شیخ فرمود، اگر ایشان با حضور ما در استخر شنای بانوان و تماشای ورزش مفرح شنای آنها موافق باشند، مسئله ای نیست. و مریدان خشتک خویش را پاره پاره نمودند و تا خود صحراهای کالاهاری نعره زنان برفتند.
روزی مریدان شیخ را سوار بر موستانگ یافتند ، پرسیدند "مولانا، درویشی چون تو و چنین مرکبی؟ آخر در این روزگار چگونه چنین دولتی یافتی؟ " . شیخ بفرمود: "با استفاده ی صحیح از انرژی و جم نمودن یارانه هامان !!!، مگر شما با یارانه هاتان چه می کنید؟! " سوسه ای آمد ، نیم کلاجی کشید و چون برق از نظرها ناپدید شد . مریدان فرصت نکردند خود را برای شیخ جر دهند..
شیخ در راه همی بود که دخترکی بدید بسیار ظریف که کشف حجاب بکردی و خرامان خرامان طی طریق مینمودی!!! آلارم امر به معروف شیخ بصدا در آمدی و عبای خویش از تن به در کردی و بر دخترک بیانداختی و وی را به جهت نهی از منکر به منزل خویش ببردی! چون به پستو شدندی شیخ شروع به عن درزگویی کردی و مدام از خویشتن خویش پند برون کردی که دختر گلی چون تو حیف نباشد اینگونه از منزل برون گردد و گوهر حجابش را با خود به همراه نداشته باشد... آنگاه شیخ خود را به دخترک نزدیکتر نمودی آرام دست بر شانه وی بیانداختی و یواش از وی بپرسیدی که دختر نازم آیا به بلوغ رسیده ای و عادت ماهیانه میگردی و کم کم دست را از شانه بر پای دختر کشید و کم کم .... چون دست شیخ جلوتر برفت دیگر جلوتر نرفت! و مانعی قطور بر سر راه خویش بدید و چون بیشتر مکاشفت نمود دخترک را پسرک و آنگاه مردک بدید و .... نقل است که شیخ 14 روز مدام و بی وقفه نعره میزد و خشتک میدرید و ناموس مسببین ترویج این فرهنگ را مورد خطاب قرار میدادی تا اینکه سرانجام عمه یکی از مسببین در مقام پاسخ برآمدی و شیخ را از بحران خارج نمودی..
نقل است روزی شیخنا در صدد انگولک یکی از مریدان برآمدی . دست در خشتک خویش فرو بردی و چرخی بدان دادی تلفن همراه خویش در آنجا بیافتی و بر شماره مرید منظور اس ام اس دادی که " سلام میتونم شماره تان را داشته باشمی ؟ " مرید مذکور عقلش نکشیدستی و اس دادی که " نه نتانستی ... ، اصلا شما چه کسی باشی، من بر ناآشنایان شماره ندهمی" . . . . . . . . و شیخ ریپلای دادی که "ای احمق اگر شمارتو نداشته بودمی چه طور به تو اس دادمی ؟؟" . . . . . . . . . . . . . در داستان ها آمده است که شیخ از طریق گوگل ارث مکان موبایل مرید را پیدا کردی و چیزی جز یک خشتک جر خورده در آنجانیافتی ... !!!
@aloNE** آقو ما يه روز تو خونه نشسته بوديم اي خانوممون داشت لباسارو مينداخت تو ماشين لباسشويي...يهو برگشت پرسيد:ساده،تو به خاطر خوشگليم باهام ازدواج کردي يا اخلاق خوبم؟مام گفتيم:خانوم فکر کنم واس اي اعتماد به نفست!آقو ما اينو گفتيم مارو هم با لباس چرکا انداخت تو ماشين لباسشويي!يني اي دکمه شو که زدا يکي از شيرينترين و فرحبخشترين لحظات زندگي ما شروع شد!ها ها ها...انقد چرخيديم انقد چرخيديم جاي مغز و قلبمون عوض شده الآن 2ساله ما شکست عشقي که ميخوريم سکته مغزي ميکنيم!فکر ميکرديم تو اي ماشينو ميميريم ولي متاسفانه از بد روزگار زنده مونديم...ولي ميگن گر ز حکمت ببندد دري ز رحمت گشايد در ديگري...خانوممون به جاي "رنگين تاژ" اشتباهي "سپيد تاژ" ريخت ما سفيد شديم تو خيابون مامورا مارو با "مايکل جکسون" اشتباه گرفتن مارو بردن به جرم "انجام حرکات موزون" 36سال حبس واسمون بريدن! آقو رفتيم درخواست تجديد نظر داديم ازمون آزمايش DNA گرفتن واس تشخيص هويت به اين نتيجه رسيدن که ما خود جنيف لوپزيم!36سال حبسمون شد 14بار اعدام و 3بار سنگسار!ها ها ها....يني داغونما!
@♥♥ دنيا ♥♥یکی از تفریحات سالم من اینه ک بچه مچه ها از میرسن کجا بودی یا کجا میری فقط میگم اونجا اونا هی میگن کجاااااااااااااا منم هی میگم اونجا اونجا این برنامه گاهی اوقات 40 دقیقه طول میکشه و بسات شادمانی ما هم برا میشه
@ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 36 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 35 دقيقه قبل@♪♫♪ یــا ســ C ـــی ♪♫♪
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 28 دقيقه قبل

13 سال و 2 ماه و 26 روز و 15 ساعت و 18 دقيقه قبل@samira
13 سال و 2 ماه و 23 روز و 21 دقيقه قبل