به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....
دیر زمانی نیست یادم میاید سفره افطار که پهن میشد آوای " #ربنا" تو ما را به نزدیکترین #فاصله-به-خدا میرساند مادر بزرگم میگفت: خدایا این صدا را هیچ وقت زیر خاک نبر ما به صدای تو عادت کرده ایم . روزهها بدون نوای تو افطار نمیشود. (دیدگاه)
رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ.
( پروردگارا پس از آنکه ما را هدایت کردى دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار که تو خود بخشایشگرى)
رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا.
(آنگاه که جوانان به سوى غار پناه جستند و گفتند پروردگار ما از جانب خود به ما رحمتى بخش و کار ما را براى ما به سامان رسان)
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ.
( هنگامى که با جالوت و سپاهیانش روبرو شدند گفتند پروردگارا بر [دلهاى] ما شکیبایى فرو ریز و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز فرماى)
@reza بعضیا هم هستن مث دومات گلم.. مهربووووووون و دوست داشتنی..تو این دنیای پر از دروغ میتونی بهشون اعتماد کنی و مطمئن باشی رفیقت آخر مرام و مردونگیه ..خیلی خیلی چاکریم
ماه رمضون دارم میادهوا گرمهمن تشنم میشهاذانُ خیلی دیر میگه؟؟چرا یه سال درمیونش نمیکنن؟اصن چرا این علمای دینی نمیرن تو منابع فقه و سنت و اینا یه سرچی بزن بلکه یه کورسو امیدی پیدا شد که حداقل کله گنجشکی بشه
ضمن احترام به نظرت باید عرض کنم چه اون و چه این هیچ ارتباطی به خط امام زمان ندارن و فقط یه مقام سیاسی ان
بنا به دلایلی هم که خودت میدونی بیشتر از این نمیتونم حرف بزنم
آيا اطاعت از دستورات نماينده ولى فقيه در مواردى که داخل در قلمرو نمايندگى اوست، واجب است؟
ج: اگر دستورات خود را بر اساس قلمرو صلاحيت و اختياراتى که از طرف ولى فقيه به او واگذار شده است، صادر کرده باشد، مخالفت با آنها جايز نيست.
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 16 ساعت و 18 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....