به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....
بند 16 » پرداختن به مباحث مرتبط با شاهین نجفی به هر نحو، از جمله انتخاب تصویر کاربری، تصویر زمینه، کاور و موزیک (پروفایل یا گروه)، پیوست تصویر و یا ارسال مرتبط با شاهین نجفی تخلف محسوب شده و با اخطار یا مسدود شدن کاربر همراه خواهد بود.
امروز صبح داشتم میرفتم مغازه دیدم عکس بقال سر کوچمون رو زدن تو چاهار راه جلو مغازش که کاندیدای فلان چیزِ شهر .. رفتم زدم تو سرش که تو رو چه به کاندید شدن گفت ولش کن رضا من که رای بیار نیستم تازشم بیا اس ام اسای دوس دخترم رو ببین .. رفتم دیدم نوشته بهت افتخار میکنمایشالا انتخابات بعدی هر کوفت و زهر ماری باشه منم کاندید میشم
فرق قصه گفتن یه فارس و یک ترک به بچه هنگام خواب... فارسه:یکی بود یکی نبود یه روز یه فرشته مهربون اومد پیش یه فرشته کوچولوی دوست داشتنی و .... ترکه : بیر گِجه بیردَنه جین قبریدن چیخدی , دِدی کیمدی بو اوشاق ؟! نیَه یوخلامی , الان اونی ییَ یرم
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 20 روز و 15 ساعت و 10 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....