دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

reza

درباره ای وجود نداره............ درباره »
reza
مرد - مجرد
امتیاز: 9539

دنبال‌شدگان

(652 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(760 کاربر)

گروه‌ها

(109 گروه)

بازدید

reza
reza

سالهاست که مُرده ام

reza
reza

رسیده ها چه غریبُ نچیده می اُفتند

reza
reza

پشت وانت نوشته بود : یا علی گفتیم و قسط آغاز شد

reza
reza

بلا ای بلا دختر مردُم

reza
reza

اگه منصفانه نگاه کنیم قالیباف یه مدیر لایق و کاربلده نتیجه کارش تو تهران فوق العاده بوده .. ولی مشکلی که هست اینه که ریاست جمهوری تو این چارچوب حال حاضر پتانسیلای کسی مثل قالیباف رو هم به صفر میرسونه

reza
reza

که گرگ هستی و باید فرار را بکنیم

reza
reza

عباس میرزا وقتی از جنگی که منجر شد به قرار داد ترکمنچای برگشت شاه جشن پیروزی تو جنگ رو گرفته بود

reza
reza

سر شام داشتم حرفای قالیباف رو گوش میدادم یارو ازش پرسید آقای قالیباف اگه شما رییس دولت بشید به انتقادها توجه می کنیدنمیدونم انتظار چه جوابی رو داشت

reza
jeld-241.jpg reza

عکس روی جلدِ این شماره مجله همشهری .. خیلی قشنگه

reza
reza

گریه نکن دخترم ... هیچکدام از همکلاسی های تو مادری ندارند .. که حتی برای بیست هایشان شعری بگوید

reza
reza

امشب تو مغازه که بودم یکی از بچه ها زنگ زدنکه ما نزدیک مغازه ایم داریم میایم اونجا با هم برگردیم. ماشین داری دیگه؟؟گفتم نه امشب ماشین نیاوردم گفت:اِ پس ما رفتیم

reza
reza

یه پایه بود همین الان ماشینُ برمیداشتم میرفتم لب دریایه مدته بد جور دلتنگشم

reza
reza

مَردُمِ دیده ما جُز به رُخت ناظر نیست

reza
reza

ده روز اخر خدمت رفته بودیم قصر شیرین مثلن ماموریت.تمرین مراحل اداری و دفتری شرایط جنگی داشتیم دشمن فرضی بهمون حمله هوایی کرد شکستشون دادیم ولی 5 تا شهید و 4 تا زخمی دادیم بعد قرار شد لیست شهدا رو آماده کنیم سروان مسئول به سرهنگمون گفت کیا رو بنویسم تو شهدا؟؟مرتیکه سریع گفت بیگدلو رو اول بنویس

reza
reza

این پست الا منُ یاد یه خاطره ای انداخت..امار و احتمالات داشتیم بعد موقع پایان ترم رفتم به یکی از پسر خرخونای کلاس که همه مطالب رو مینوشت گفتم داداش میشه جزوت رو بدی کپی کنم؟؟گفت من جزوهامُ به کسی نمیدم گفتم بی خیال قر نیا گفت باشه پس خودمم باهاتون میام که کپی بگیرید و ازتون میگیرمش.گفتم تو چرا بیای بشین اینجا شمارت رو بده من کارم تموم شد زنگ میزنم بهت با اکراه راضی شد بعد اینکه کپی گرفتم زنگ زدم بهش گفتم داداش شرمنده واسه من یه کاری پیش اومد رفتم خونه جزوتُ چند روز دیگه میارم طرف پشت گوشی نه آقا خاهش میکنم من از بعد از ظهر میخام شروع کنم بخونمش

این ارسال را بازنشر کرده است.