يادش بخير يه بارمنو @هانیه رفته بوديم كلاس وقتى داشتيم برميگشتيم يه پسرى افتاده بود دنبالمون هى ميپيچونديمشولي ول كن نبود رسيديم به يه خونه ى نيمه ساخت الكى دم در داد زدم عمو بيا ببين اين پسره چى ميگه تا اينو گفتم پسره الفرار..... ما هم خوشحال كه يهو ديديم يه مردى از اون خونه اومد گفت با من كار داشتين؟؟؟.......ما هم همين طور نگاش كرديمو يهو باهم بدو بدو در رفتيم
چرا خجالت کشیده بودم ولی آخه بند کفشم که خیلی بلند بود گیر کرده بود به زیب کیفتون هرچی داد میزدم واستین شما میرفتین هی وقتی دیدم اون عمو رو صدا کردیم منم بیخیال کفشم شدم و از پام درش آوردم فرار کردم
@ســجـی یه روز سجاد میره مغازه ی لوازم التحریر فروشی میگه : ببخشید از اون کارت پستالها دارین که روش نوشته "تو تنها عخش منی" ؟ طرف می گه: آره، دارم. سجاد میگه: پس شونصد تا از اونا بدین. (آخه چرا دخترای مردم ُ بازی می دی؟؟ )
آدمی باید به جایی برسه که بفهمه فقط خودش ارزش داره و بقیه زیاد مهم نیستن... نه اینکه اصلا براش مهم نباشه ها باید خودشو در اولویت بذاره تو همه چی...
دارم سعی میکنم به اونجا برسم !
kio migin shomaha????
15 سال و 6 روز و 22 ساعت و 29 دقيقه قبلعزیز دلم برای یه مدت خداحافظی کرد و رفت...میخواد برای کنکور آماده بشه...دلم براش تنگ شده ...
15 سال و 6 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبلمرسى خوبم
15 سال و 6 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبل توسط موبایلkamran to shadi hasti mage ? eeeeeeeeee dadashi ?
15 سال و 6 روز و 22 ساعت و 24 دقيقه قبلare man esme dovomam shadie dg mage nemidoonesti???
15 سال و 6 روز و 22 ساعت و 18 دقيقه قبل