بچه ها الان از عروسي رسيدم...داداشم گفت بيا يه اهنگ جديد اومده نشونت بدم منم با خستگي رفتم...يه ويديو بود كه اولش بچه هاى معلولو نشون دادن بعدش يهو تصوير ياااااااس اومد اصلا باورم نشد....همين طور مات مونده بودم .....واااااااااااي ياااااااس بي نظيره مثله هميشه.........ولي بد جور غافلگيرمون كردي حداقل چند روز پيش ميگفتي اماده ميشديم
بچه ها الان از بيمارستان اومدم هم اتاقى مامان بزرگم يه دختر ١٩ساله بود كه ms داشت رفتم پيشش خيلي حالش خراب بود بغلش كردمو گفتم جميله جان حتما خوب ميشه برگشت گفت نه من بچه ام نه تو اين بيمارى لاعلاجه
مثل ِ ما که البته ما به صورت روانی و روحی رویه استاد کار میکنیم که میذاره میره 
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبل@علی
به جز مورد سوم همه موارد
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 13 دقيقه قبلهم موافق حسینم و هم موافق علی
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 41 دقيقه قبل