سید احمد ثاراللهی
ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام
سید احمد ثاراللهی
شبست و شاهد و شمع و شراب و شیرینی ... غنیمتست چنین شب که دوستان بینی
سید احمد ثاراللهی
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق ... چارتکبیر زدم یک سره بر هرچه که هست
سید احمد ثاراللهی
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ... که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
سید احمد ثاراللهی
ساقیا پیمانه پر کن زانکه صاحب مجلست ... آرزو میبخشد و اسرار میدارد نگاه
سید احمد ثاراللهی
شبي در محفلي ذكر علي بود ، شنيدم عاشقي مستانه فرمود ، اگر آتش به زير پوست داري ، نسوزي گر علي را دوست داري.
سید احمد ثاراللهی
به قول یک نفر دم خدا گرم ! یک نفر سپرده با سر هم کردن این مدیحه ها و شکواییه ها دست روی دلش مگذارم ، من اما بدقول ترین آفریده ی خدایی ام که ، همه چیزش روی اصول است و ، دل بی اصول ما را ، محض تنوع زده تنگ دنیا !
سید احمد ثاراللهی
تو اگه راست میگی و حق با تویه بیا به خودم بگو ! چرا میای اینجا پشت نقابت قایم میشی !؟!
بار گران عشق تو #ثاری گران خرید ... بیهوده نیست این همه دل ناگرانیم
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 3 ساعت و 17 دقيقه قبل(س.الف.ث)