امروز تو اتاقم یه پشه مشاهده کردم!!! رفتم یه دماسنج آوردم نشستم جلوش درجه دماسنجو نشونش دادم و باهاش منطقی بحث کردم که هنوز سرده هوا.اونم قبول کرد و رفت
khele, zeba ast, ama mekham bahet begam, ke dar zendage na omaide marg ast, wa muslman bayad na omaid na shawad, zera bad az har taklef yak khabar e khosh mebashad, atif
راستی نیما یه سر به گولوری(رمزیه ها)بزن ببین Thumbnail ه خوشکل شدند اگه اوکیه یه کوچولو معرفیده شه
که کم کم استاد(استارت) شه
Glee خب مجبور نیستی تو بحثای چنین عمیق و حرفه ای وارد شی
یه سوال جدی...... اگه یه روز خدا بیاد تو اتاقت یا خونت چی کار میکنی؟؟؟ نگی که خدا از رگ به ما نزدیکتره و از ما دور نمیشه و از این حرفا . فکر کن از آسمون صاف اومده تو اتاقت چی کار میکنی و چی بهش میگی؟؟؟
یه نگاه می کنم بهش میگم، خجالت نکشیدی همینجوری بدون اجازه یهو اومدی تو اتاقم
ولی از شوخی گذشته، حرف که زیاد دارم اما بهش میگم خدایا به خاطر همه چیزای قشنگی که بهم دادی ازت ممنونم، کخصوصاً به خاطر دوستای خوبی که دارم. میگم خدا جون کمکم کن که بتونم انقدر قدرتمند بشم تا بتونم به همه کسایی که نیاز به کمک دارن، کمک کنم و میگم خدایا به همه آدما کمک کن تا بهشت رو تو همین دنیا بسازن و منتظر یه بهشت تو یه جای دیگه نمونن، چون اگه فقط هیچ بدی تو دنیا نباشه، هیچ فقیری باقی نمونه و همه با هم مهربون باشن، همین جا میشه بهشت.
بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذ رنگی...
روزهای رفته را بنگر، به آینده بیندیش و در امروز زندگی کن تا هیچگاه از گذشته افسوس نخوری و نگران آینده نباشی. روزهاتان سبز، قلبتان آرام، لبتان خندان و زندگیتان سرشار از شادی...
هر صدا و هر سکوتی،اونو یاد من میاره
میشکنه بغض ترانه،غم رو گونه هام میباره
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد
حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد
دلمو از قلم انداخت،اونکه صاحب دلم بود
منو دوس داشت ولی انگار،اندازش یه ذره کم بود
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد
حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد