GreatV
امروز یه اتفاق خیلی خوب افتاد / یه اتفاق خیلی خیلی خوب تو حوزه کاری / یه پیشرفت شدید که خیلی وقت منتظرش بودم
هاسمیک
کنون چه کنم با خطای ِ دلم... گــَرَم برود آشنای ِ دلم...
Dozist
جعبه ها را منظم توی کمد فراموشی چید .. سرش توی کدام جعبه بود ..
GreatV
سلام واژه های واژگون / تیق بیخ گلو..
مشکی
نه .. با این روزنامه ها و چشم های آب رفته و کوتاه ، کوتاهت ، دستُ دلم به ..
....
سلام / اول: از آن دست نیستم که به بهانه یا به اشتیاق چیزی بنویسم، کلن می نویسم. نوشتن رو دوره گردی می کنم و مدام دنبال چیزهای جدیدم ، مثلن این روزها حس می کنم آواها خیلی بیش از جملات اند و در پی پیدا کردن راهی برای ورود آواها توی ادبیاتم. اینها یعنی که می نویسم، چه با خودکار چه بی خودکار، چه با کاغذ و چه بی کاغذ / دوم: ممنونم از تمام دوستانی که هنوز به یاد من هستند و نوشته هایم را، نوشته هایم را دوست دارند / سوم: دنبالر همیشه خوب بوده چون آدمهایی هستند که دوست دارند این مجموعه ترقی کند. دوست ندارم دفتر خاطراتم را پاره کنم، مجبورم نکنید که این صفحه را ببندم / چهارم: من خود آن سیزدهم: قطعه ی سه : ... 1:40 تا 2:33 هزار بار اگر گوش دادید ... / پنجم که منم: هزار دوست کمه و یک دشمن زیاده / همیشه شاد و رها، همین
shoban
جَلد بام تو ام/ دام نمی خواهم!
خدا رو شکر.. / به امید روزای بهتر..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 18 ساعت و 3 دقيقه قبلرونوشت به روزنوشت
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 59 دقيقه قبلروزنوشته هات/ پر/ از این اتفاقای خوب..
13 سال و 1 ماه و 25 روز و 2 ساعت و 1 دقيقه قبلقسمت شما بشه این اتفاقای خوب عزیزم
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 18 ساعت و 16 دقيقه قبلفدات/ واسه شما اتفاق خوب بیفته انگاری واسه ما افتاده : )
13 سال و 1 ماه و 24 روز و 17 ساعت و 51 دقيقه قبل