#رامین-بیباک " اجازه نمیدم " [لینک] | " اجازه نمیدم بری از دلم ، اجازه نمیدم که تنها بشم ، نمیخوام تو که نیستی توو هر نفس به یاد ِ نگاهت بریزم بهم " ./
#امروز : دختر بچه ه ِ از اوناییی بود من دوس داشتم ، داشت ویترین رو با دماغش کثیف میکرد میخواستم بگم بیا توو رو هم کثیف کن خب که ننه باباش اومدن : | ؛ اسمشم #ستایش بود عوضی : ]
یه جوونی بود سه شنبه شب ها با دوچرخه میرفت #جمکران ؛ بعد ِ یه مدت با پای پیاده رفت ، شب بودُ راه هم بیابونی ، توی تاریکی یه مردی گوشه ی جاده نشسته بود ؛ بهش گفت " دوچرخت چی شد پس ؟؟؟ " میبینی ، نزدیک ِ : ]
هر چند کمتر از تاریخ سنگ قبر آدم عمر میکنه ./
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 12 ساعت و 25 دقيقه قبلاز دسته ی " نوشته نشده ها " از وبلاگ ِ " سنگِ قبر " ./
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 12 ساعت و 24 دقيقه قبلهنو سنگ ِ قبر خالیه ؛ بمیرم پرش میکنم ./