دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Alireza
Alireza

هر بار که رخت می بنده... ازش میخوام باز به من سر بزنه... اما تو...موقع .. چیزی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ - از کجا وز که خبر آوردی ؟ - خوش خبر باشی ، اما ،اما - گرد بام و در من - بی ثمر می گردی - انتظار خبری نیست - مرا - نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری - برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
cog2do1b699rhxfi4rw.jpg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

نمــــی دانم چه رســـــمی ست همیشه را آنکس می که هیــــــچ گاه حاضر به دلــــش نشـــــده ام .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

ما چون دو دریچه ، رو به روی هم - آگاه ز هر بگو مگوی هم - هر روز سلام و پرسش و خنده - هر روز قرار روز آینده - عمر آینه ی بهشت ، اما ... - آه - بیش از شب و روز تیره و دی کوتاه - اکنون دل من شکسته و خسته ست

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
jkh.jpeg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

به یادت هستم در که مبادا در توقعی باشد که را بیازارد ....!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
26670975678790630489.png ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

روزهایـی بـی تـو می گـذرد گـرچه بـا یـاد تـوست هـاش آرزو بـاز می کـشد : کـه در تـو می گـذشت٬ ای کـاش!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
0bb8062ea8e0.jpg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

عجیب است...تنها آرامت میکند که را به درد آورده !!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

روزی دل من که تهی بود و غریب - از شهر سکوت به دیار تو رسید - در شهر صدا که پر از زمزمه بود - تنها دل من قصه ی مهر تو شنید ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Alireza
Alireza

شب من پنجره ای بی فردا - روز من ، قصه ی تنهایی ها - ماهی ام ، ماهی دور از دریا - هیچ کس با دل آواره ی من - لحظه ای همدم و همراه نبود - هیچ شهری به من سرگردان - در دروازه ی خود را نگشود - کولی ام ، خسته و سرگردانم

Alireza
Alireza

من خراب دل خویشم نه خراب کس دیگر - این منم اینکه گشوده ست به من ، تیغه ی خنجر - دشمنم نیست منم ، اینکه تبر می زند از خشم - تا که از ریشه بیفتم ، - به یکی ضربه ی دیگر - این همان لحظه ی تلخ است که به صحرا بزند عقل

Alireza
Alireza

بیا بنویسیم روی خاک رو درخت ، رو پر پرنده ، رو ابرا - بیا بنویسیم روی برگ ، روی آب ، توی دفتر موج ، رو دریا - بیا بنویسیم که خدا ، قلب - آینه س - مث شور فریاد نفس ، تو حصار سینه س - با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست

Alireza
Alireza

تو که دستت به نوشتن آشناست - دلت از جنس دل خسته ی ماست - دل دریا رو نوشتی ، همه دنیا رو نوشتی ، دل ما رو بنویس - تو که دستت به نوشتن آشناست - دلت از جنس دل خسته ی ماست

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Alireza
Alireza

ای آمده با عشر - ای رفته با گریه - ای خط دلتنگی - از بغض تا گریه - با من صبورانه - سر کردی و ساختی - اما چه بی حاصل - دردامو - نشناختی - تا زندگی بوده - قصه همین بوده - پشت سر خورشید - شب در کمین بوده

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
kiiy.jpeg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

ܓܨܓܨܓܨܓ دلت از سن و سالَت می گیرد.. میخواهی باشی.. که به هر بهانه ای ، به غمخواری پناه می برد ، و آسوده می ریزد.. . بزرگ که باشی ، باید های زیادی را ، بی صدا کنی..!!!ܓܨܓܨܓܨܓ

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

دیگه برام نیست... به هر کی میرسم میکنم... تکرار که همه می دانند... جز .. چون دیگه برام مهم نیست... که بقیه چه میکنند ... در مورد من و تو... دیگه برام مهم نیست...

این ارسال را بازنشر کرده است.