دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
57088475066450341766.jpg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

ﮮ بـراﮮ ڪشیـدن . . . ﮯ بـراﮮ تـعـارف! ایـن بـزم هـر خـانـﮧ ﮮ مـن اسـﭞ!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

تنهاییم را لمس کن... لمس كن کلماتي را که برايت مي نويسم!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
االال.jpeg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

تنهایی یعنی این همه واسه تو بازه اما تو همونیو میخوای که بهت کرد..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...

مزن زخم که قلبم ریش است ....جای جایِ بدنم، پر نیش است!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
ابیفغیثفقی.jpeg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

.....!! يکــ فريب است ! سالـهــــــــاسـت بـا غـوره هـا کلنجـار ميروم .... نميشونـد..! !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

نمی دونم چقدری می ...ولی این رو میدونم که... ساده از من ... ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
271.jpg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

کاش ای .... ... جاده ای ....چیزی بود که تو را اشتباهی هم که شده، به میرساند !

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

گاهــے هـــا چنــان سریع ماضــے مــے شوند کــه باور نمــے کنـــے مــے گوینــد...مـے گفت مــے شود...شــد ...مــے رفت...رفت و رفت... و دیگر هیچ گــــــاه بـــاز نخواهـــد گشتــــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

آن قدر به این سو نیامدی - تا از سیلاب بهاره ی عمر تو - رودخانه عریض تر شد - بعد از ماه گرفتگی ، حتی - از روشنی شب های شعر - ازوعده ی - دیدار هم گریختی - من مانده ام و تنگ غروب و چهره های بیگانه

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

گناه را به گردن فاصله می اندازیم - ولی بهار دشمن صبر است - مگر نگفتی : برایم دروغ ننویس ! آن که بر زانوان تو به خواب می رود - کتاب نیست - مگر ندانستی آن چه رابطه را گره کور می زند ، نه طول فاصله - کمبود حوصله خواهد بود ؟

Alireza
Alireza

من در نفس تو رمزها یافته ام - من با نفس تو زندگی ساخته ام - من در نفس تو یافتم مکیده ای - با خون ترانه ی تو در رگ هایم - درخشک ترین کویر - بی باران

Alireza
Alireza

آسمان سجاده های رو به راه - و درختان حاشیه ی آب - اذان گفته بودند - که به راه افتادی - سیب های سحرگاهی - به خواب باغچه - افتادند - که در کوچه می رفتی - سایه ای از من دور شد - چه قدر آفتاب های نتابیده در راه است... صبحتون بخیر ...

Alireza
Alireza

کمی جلوتر - من آن طرف امروز پیاده می شوم - کمی نزدیک به پنجشنبه نگهدار - کسی از سایه های هر چه ناپیدا می آید - از آن - طرف کودکی - و نزدیک پنجشنبه به راه بعد از امروز می افتد - کمی نزدیک به پنجشنبه نگهدار

ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
اغهعغ.jpeg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

این جا در دنیای من ها هم افسردگی مفرط گرفته اند دیگر نمی درند به نی دل می سپارند و می کنند... !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

اصلا - نه کنار من بیا و - نه کنار بیا با من - عذاب این همه را که مرور می کنم - بهتر همان پرنده که اوج - گرفته - بلند - بلند تر

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.