دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
uhconpw8ax3y2qrxnu7g.jpg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

هیچ کس کسی را که می خواهد پیدا نمی کند .... ما انسان ها یا دیر به هم می رسیم یا آنقدر زود که نمی فهمیم ... !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
9d6esgzx300crwf26vch.jpg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

کسی که یک بار رفته اگر هم برگرده یادت باشه که دیگه راهِ رفتن رو گرفته...!!!!!!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

لبخند می زنم بی دلیل عشق می ورزم بی تناسب زندگی می کنم بی خیال ، مدتی است...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
uhconpw8ax3y2qrxnu7g.jpg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

می سپارمت به ،خدایی که هیچ وقت نخواست را به من

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
ufwlkljfkypfa3x8edi8.jpg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

تو دوره اى كه همه ميخوان باشن ، تو باش.. اينجورى ترين آدمى!...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

سپیده سر زد و ما از شب قفس رفتیم - چنان پرنده شدیم وز دسترس رفتیم - ز دور آبی دریای عشق پیدا شد - چو رود زمزمه کردیم و یکنفس رفتیم ...

Alireza
Alireza

سفر گزید باز از این کوچه همنفسی - پرید و رفت بدان سان که مرغی از قفسی- کسی که مثل درختان به باغ عادت داشت- شبیه لاله به انبوه داغ عادت داشت - کسی که همنفس موجهای دریا بود - صداقت نفسش در نسیم پیدا بود

Alireza
Alireza

شب فرو می افتد - ومن تازه می شوم - ازاشتیاق بارش ِشبنم - نیلوفرانه - به آسمان دهان باز می کنم - ای آفریننده ی شبنم وابر - آیا تشنگی مرا پایان می دهی ؟ - تقدیر چیست ؟ - می خواهم از تو سرشار باشم

Alireza
Alireza

به دیدن آمده بودم دری گشوده نشد - صدای پای تو ز آنسوی در ، شنوده نشد - سرت به بازوی من تکیه ای نداد و سرم - دمی به بالش دامان تو غنوده نشد

Alireza
Alireza

هر به از شب می گذرم... که می شود خود را به می زنم... ها را با یادت صبح می کنم... ها را تا شب میکشم...

Alireza
Alireza

در حال وزش...ابر ها بر صفحه در حرکت... اما سیاهی را فقط تو می کند...

Alireza
Alireza

گفته بودم تو ... اما هیچکدام نکردیم...نه نه ...

Alireza
Alireza

به باید شدن و خوردن... که در چشمت نشدم...

ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
82.gif ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

سلام داداش علیرضا خوش اومدی @Alireza

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
5Photomanipulationphotoshop_thumb1.jpg بازی با کلمات و دِل واژه ...

در گذرگاه زمان عشق ها میمیرند رنگها دگر میگیرند وفقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ ناخورده به جامیماند!

این ارسال را بازنشر کرده است.