دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

Amir Hossein
Amir Hossein

فکرش را بکن! یک روز می آیی و میبنی نه من هستم؛ نه این کلمات...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Amir Hossein
75.jpeg Amir Hossein

@Alireza ..

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Alireza
Alireza

با و صمیمانه آمد ... همه چیز را ریخت... را از سینه کَند و با خود برد... ها را و ها را... و را... همه جا را دار کرد و ...

Alireza
2010.1 1024x768 (26).jpg Alireza

شیرین ترین آرزو - حضوری خوش - در رویایی شیرین است - سر حال ما ندارند اما رویا ها - به طبع خویش می آیند - چرخی می زنند - و می - گذرند - و وا می نهندمان - سر چهار سوهای نومیدی و سرگشتگی

Alireza
Alireza

با بادها همیشه حکایت هاست - از بادها همیشه خیالی غریب با دل دریاییان گلاویز است - و کار بادها همیشه - آشوب یادهاست

ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
1313052615195972.jpg ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

خوبي نيستم.. اما از آنچه مي خرم نمي شوم و از آنچه كه مي دل ميكنم... عشقت را به جان قلبم را به جايش كن .......

این ارسال را بازنشر کرده است.
Amir Hossein
Amir Hossein

روزی که مقام تو پایین امد،نا امید نشو افتاب هر روز هنگام غروب پایین می رود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید.........

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

نه گل نه شراب - مهی ناپیدا بر باغها و خانه ها - و آوازی که از زمین می جوشد - بی طنینی چون نمک از دریا - چه گونه برانمش از در ؟ - محنت - بومی این خانه است و چادرهایش را - هر جا دلش بخواهد برپا می دارد

((¯`»._.«¦¤¦*Lena*¦¤¦»._.«´¯))
((¯`»._.«¦¤¦*Lena*¦¤¦»._...

@Alireza دلیل اینکه نامَردای عالم از مَردا بیشترن اینه که نامَردا مَردا رو می کُشن ولی مَردا نامَردا رو می بخشن

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

شده ام ... در بین آدمها... هم شده ام .... در میان انبوه جمعیت ...

Alireza
Alireza

می کند هر لحظه در ... می گیرد از این همه شکوفه غم... که هر لحظه از را به مشامم می رساند...

Alireza
Alireza

پشت این خانه حکایت جاریست - نیست بی رهگذری ، کوچه خمار - هرزه مستی است برون رفته ز خویش - می کشاند تن خود بر دیوار - آنچنانست که گویی بر دوش - سایه اش می برد او را هر سو

Alireza
Alireza

ام ...خسته چون کوهی که در تماشای دستهاست... خسته از و ... خسته از های بی ...

╰☆╮ جـــوانـــمـرگ ╰☆╮
0042What-is-love.jpg ╰☆╮ جـــوانـــمـرگ ╰☆╮

شب پشت آن پنجره رو به افق، پشت دروازه تردید و خیال، لابه لای تن عریانی بید، من در اندیشه آنم كه تو را وقت دلتنگی خود دارم و بس!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

می مانم به ... کم کم می شوند از روی ... آنگاه را می بندم... به رد پایت در خیره می شوم...

این ارسال را بازنشر کرده است.