دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza

این قافله عمر عجب میگذرد در یاب دمی که از طرب میگذرد درباره »
Alireza
مرد - مجرد
امتیاز: 4799

دنبال‌شدگان

(326 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(342 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Alireza

میان ... من ای مانده ام... جا از ... راه ...

ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.

آموخته ام که وقتی ناامید میشوم ، خداوند با تمام عظمتش ناراحت میشود و عاشقانه انتظار میکشد که به رحمتش امیدوار شوم . . . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

پرواز با تو باید - - گر پر شکسته در باد - - آغاز هر کجا شد - - پایان هر کجا باد - - گر تابش از تو باشد - - خورشید بی فروغ ست - - از چشم من چنین ست - - گر پوچ ، یا دروغ ست

Alireza
Alireza

با تو حکایتی دگر - این دل ما بسر کند - شب سیاه قصه را - هوای تو سحر کند - باور ما نمی شود - درسر ما نمی رود - از گذر سینه ئ ما - یار دگر گذر کند

Alireza
Alireza

همه رفتن ، کسی دور و برم نیست - چنین بی کس شدن در باورم نیست - همه رفتن ، کسی با ما نموندش - کسی حرف دل ما رو نخوندش - همه رفتن ، ولی این دل ما رو - همون که فکر نمی کردیم ، سوزوندش

Alireza
Alireza

ای بی تو من خراب - شب بی تو خسته است - ای بی تو من سراب - دیگر شتاب توان را شکسته است - در من ، منی بپاست - اما نرفته دلشده ای در - عمیق خواب - جدایی چه خیمه ای - در هشر بسته است

Alireza
Alireza

او یک نگاه داشت - به صد چشم می نهاد - او یک ترانه داشت - به صد گوش می سرود - من صد ترانه خواندم و - نشنود هیچکس - من صد نگاه داشتم و - دیده ای نبود

Alireza
Alireza

بر دستهایمان - بالای تخت به دیوار بر میادین شهر - حتی بر دکمه های ... جلیقه - زنجیر بسته ایم و یک ساعت - بی آنکه قبله نمایی به دست بگیریم - در موج تاب آینه راندیم - و ... واماندیم - زندان چه هست ؟ جز انسان درون خود

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

دل هم برای خود دلایلی دارد - آقای پاسکال دمت گرم - دیگر بشر نی متفکر نیست - دور افکنید - منطق بیهوده را - منطق ، - استقرا ، علیت ، تجربه - این ها کلید درک جهان نیستند

Alireza
Alireza

مرغ اندوه است بوتیمار - مانده در افسانه های کهنه نامش - قصه اش ورد خموشان است - همدم امواج دریای خروشان است - بوتیمار - در کنار صحره های - مات - در کنار موجهای مست - مانده در اندیشه ای پا بست

این ارسال را بازنشر کرده است.
╰☆╮ جـــوانـــمـرگ ╰☆╮
dlbzwcw.jpg ╰☆╮ جـــوانـــمـرگ ╰☆╮

نفس هایم بی تو بوی خاکستر سیگار پیر مردی را می دهد که به جوانی از دست رفته اش می اندیشد....!!!! اما نه... انگار در نبودنت پیر تر از پیر مردی شده ام که در زیر سایه ی عصایش نشسته و با خدایش حرف ها دارد........ @♥ღ سکوت زندگی♥ღ @Alireza

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

@♥ღ سکوت زندگی♥ღ یک لحظه کسی که با تو دمساز آید.. یا با تو دمی همدم و همراز آید.. از کوی تو گر سوی بهشتش خوانند.. هرگز نرود وگر رود باز آید

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
╰☆╮ جـــوانـــمـرگ ╰☆╮
rahaa2.jpg ╰☆╮ جـــوانـــمـرگ ╰☆╮

هميشه ميگفت:فراموشت نميكنم!!! حتي چند بار خدارو قسم خورد كه فراموشم نميكنم عشقم! اما بي انصاف چنان فراموشم كرد كه شايد اصلا ندونه كه الان زنده ام يا مرده؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza

است... بودن ، نبودن...آخر ...

Alireza
Alireza

نشد شب که چشمم به فردا نبود - چه فردای دوری که پیدا نبود - ندیدم شبی را که جانم نسوخت - دمی خاطر من شکیبا نبود - چه شبهای تاریک چشمم نخفت...صبح بخیر...

Alireza
Alireza

بی تو خاموش کوچه ی مهتابی ما - کس نداند خبری از شب بی خوابی ما - سقفی از دود سیه بر سر ما خیمه زدست - آسمانا چه شد آن منظره آبی ما