@Alireza از این راهرو یک نفر رد شده .. که عطرش همونه که تو می زنی برای به زانو در آوردنم .. تو از مرگ حتی جلو میزنی... از این راهرو یک نفر رد شده .. مث وقتایی که تو ناراحتی نفس میکشم با تمام وجود .. عجب عطر خوبی زده لعنتی صدات میکنم تا همه بشنون .. جواب صدام غیر پژواک نیست من اونقد شکستم حس میکنم .. که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست یه جوری دلم تنگ میشه برات .. محاله بتونی تصور کنی گمونم نمیتونی حتی خودت .. جای خالیتو تو دلم پر کنی..
من می دانم ماه ترانه می خواند - باد آواز ماه را در خیابان می پراکند - و علف های راه زار زار می گریند - خیابان غم ماه را در گوش کوچه پخش می کند - و شن ها با آسمان عا شقانه آفتاب را می سرایند - من می دانم آفتاب ترانه می خواند