Alireza
نرو... تو هم مثل من نمی تونی دوام بیاری...
Alireza
آسمان گرفته است - ابرهای تیره سد نور ماه مانده اند - باد دم نمی زند - برگ جم نمی خورد - وزن مه فشار می دهد - همچنان گلوی خاک را...سلام...
Alireza
امروز - وقتی باران - موسیقی خود را - به پایان برد - درون ناودان حیاط - من - چنان لبریز شدم - که روحم - رنگین کمان بست - میان خلوت اتاق...شب خوش...
ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*.
آمد و هم آشیـــــــــــــان شد با من او