@شاپورخان زنده باد آنكس كه گاهي يادي از ما ميكند.. از خجالت ما غريبان غرق دريا ميكند..حال ما ميپرسد و از مهربانيهاي خود.. اين دل رنجور ما را عطر گل ها ميكند ..
دلم را به هوای خوش پر دادم...
گفتم که آزادش از غصه ها کنم...
به هوای دل دیگر تا اوج رفت...
ندانست که هر دلی، دل نیست...
بلکه گرگیست در لباس میش...
یا که بازیست در آسمان خویش...