Alireza
همه احساس میکنن هر آن کس که زیباست مهربان است دریا زیباست ولی سیلی به صخره های ساحل میزند
Alireza
او که میرود ، برای همیشه هم می رود .و آنقدر تنها می شوی که حتی نام روزها را فراموش میکنی و گذشت زمان را احساس نمی كنی ، از صدای تیك تیك ساعت بیزار می شوی و با آنكه تنگ دل تو شكست اما ماهیش آزاد نشد.
Alireza
نه یک نخ نه یک پاکت نه یک عمر تا خودم نسوزم آرام نمیگیرم!!!!!!!!!!
Alireza
تو آيا خواندهاي با بلبلان، آواز آزادي؟
Alireza
باران بها نه اي بود که زير چتر من تا انتهاي کوچه بيايي کاش نه کوچه انتهايي داشت نه باران بند مي آمد.....
Alireza
مرا به گردهمایی ابرها ببرید به خلوتی که در آن حرف، حرف باران است.............
Alireza
تولد انسان روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن! بنگر در این فاصله چه کردی؟!! گرما بخشیدی...؟! یا سوزاندی...
Alireza
پناهی نیست جز آوار / رفیقی نیست جز دیوار / کجایی ای چراغ عشق / منو از سایه ها بردار .
Alireza
سالها پرسیدم از خود کیستم ؟ آتشم ؟ شورم ؟ شرارم ؟ چیستم ؟ دیدمش امروز و دانستم اکنون
Alireza
آدما رسمشونه پابند دلدار نمیشن / خوب گرفتار میکنن اما گرفتار نمیشن / آدما رسمشونه شاخه به شاخه میپرن / دلو بیمار میکنند اما پرستار نمیشن .
Alireza
بیا ای همنشین سرد پاییز / به آواهای شب هایم درآمیز / بیا ای رنگ مهتاب بلورین / تو شعری تازه در من برانگیز .
Alireza
ای کاش! بدانمی که من کیستمی؟ /تا در نظرش بهتر ازین زیستمی/ یا جمله تنم دیده شده، تا شب و روز /در حسرت عمر رفته بگریستمی
Alireza
هر لحظه ز چهره آتشی افروزی /تا جان من سوختهدل را سوزی/ چون دوست نداری تو بدآموزان را/ ای نیک، تو این بد ز که میآموزی؟
Alireza
امروز به شهر دل پریشان ماییم/ ننگ همه دوستان و خویشان ماییم/ رندان و مقامران رسوا شده را /گر میطلبی، بیا، که ایشان ماییم