محدّثه
از نخل برهنه سایه بانی مطلب / از مردم این زمانه کاری مطلب / عزت به قناعت است و مردی به شرف / با عزت خود بساز و یاری مطلب
محدّثه
انجماد قلب ها را از خشک سالی چشم ها می توان فهمید ، چشمی که گریستن نمی داند ، زیستن نمی تواند ...
محدّثه
" یکی قشنگیه منظره رو می بینه ، یکی کثیفیه پنجره رو . این خود ماییم که بخوایم چی رو ببینیم " همون قضیه ی چشم ها را باید شستو جور دیگر باید دید و ...
محدّثه
از پاکی اشکهای خود فهمیدم / لبخند همیشه راز خوشبختی نیست ...
محدّثه
از ترحم تا مروت ، و از مدارا تا وفا هر چه را کردم طلب ، دیدم ز عالم رفته است ... "بیدل"
محدّثه
الماس های دیدهی من ، مشتری نداشت / گوهر شناس بود ، فقط آستین من ... "فریدون گیلانی"
محدّثه
در زندگی هرگاه از یخ خانه ای ساختی بر آب شدنش اشک مریز ...
محدّثه
شعاع مهربانیت را روز به روز زیادتر کن آنقدر که روزی بتوانی همه را در آن جای دهی آن وقت تا خدا فاصله ای نیست ...
محدّثه
هنگام سپیده دم خروس سحری / دانی که چرا همی کند نوحه گری / یعنی که نمودند در آیینه صبح / کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری "خیام"
محدّثه
وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی ، یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن ...
محدّثه
حسن باران این است که زمینی ست ، ولی آسمانی شده است و به امداد زمین می آید ... "مجتبی کاشانی"