دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محدّثه

محدّثه
زن
امتیاز: 2847

دنبال‌شدگان

(105 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(873 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

محدّثه
محدّثه
در حلقه

پسرک مجنون شد اما ندانست که مجنون لیلایی شده که خودش شیرین فرهادیست. حالا که دانست ،شکست ُ اینبار مجنون شد

محدّثه
محدّثه
در حلقه

باید واژه ها را لِه کنی زیر پایت آنگاه که دیگر نه رنگی دارند ُ نه بویی ُ نه حتی آوایی

محدّثه
محدّثه
در حلقه

به شب و سیاهیش ایمان آوردم، حالا میخواد پایان شبِ سیَه، سپید باشه یا نباشه. دیگه فرقی نمیکنه

محدّثه
محدّثه

دوباره خوابتُ دیدم، دل من روشن شد* شبم از هجوم سایه های غم ایمن شد*دوباره خوابتُ دیدم لحظه ها پر گُل شد* خوابِ من میون دستای منُ تو پُل شد*تو رسیدی از پس رگبار گریه های من* منُ بردی تا ترانه، تا دوباره ما شدن* خوابتُ دیدم دوباره! خوابی که تعبیر نداره! خوب میدونم تا همیشه، این دل تو رُ کم میاره

محدّثه
محدّثه

درسته که تکرار ملال آوره ولی گاهی وقتا دوست داشتنی میشه. تکرار بعضی اسم ها ، تکرار یه سری خاطرات، تکرار یه حس ُ حال خاص، تکرار چیزی یا کسی که دیگه نیست ُ تو فقط میتونی توی ذهنت تکرارش کنی فقط ُ فقط توی ذهن خیال پردازت، همین ُ بس....

محدّثه
محدّثه

ترانه ی نرو (دیدگاه)

محدّثه
محدّثه
در حلقه

بچه ایم هنوز/ بازی میکنیم همش/ ما بزرگ زنان کوچک ُ شما بزرگمردان کوچک را میگویم/ بازی میکنیم ولی این بار نه با عروسک ُ ماشین ُ منچ ُ تفنگ/ بازیچه جدید ما اعصاب یکدیگر است/ امان از دست ما بچه های دیروز ُ امروز ُ احتمالا فرداها

محدّثه
محدّثه
توسط پیامک در آیات

سالن تنیس روى میز/ تایم اوت وسط بازى / هوا بس ناجوانمردانه..... گرم است

محدّثه
محدّثه
توسط پیامک در آیات

الان اینجا تو تاکسى، رادیو روشنه: آدم وقتى دلش پر از امیده،بهارشو دست خزون نمیده....

محدّثه
محدّثه

خوب شد یه ی هست که حداقل عصبانیتام ُ توش مینویسم یه نمه سبک میشم دیگه نمیرم تلافیش ُ سر چند نفر بی گناهی که دور ُ برمه خالی نمیکنم. شده رفیق بی کلک غم ها، شادی ها، تلخی ها، شیرینی های زندگی ..........

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه
در حلقه

آش نخورده بود ُ دَهنِ سوخته/ حالا شده حرف نگفته ُ دل آتیش گرفته

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه
در حلقه

َم از دور برایم دست تکان میدهد/ مسیر یک طرفه/ برگشت ممنوع/ من میمانم ُ حسرت نرسیدن ...........

محدّثه
محدّثه
در حلقه

رویاهای خاکستری/ جعبه مداد رنگی را باید با خود به خوابم بیاورم

محدّثه
محدّثه
در حلقه

قلب زمین هم از تپش ایستاد ... تمام شدیم