❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من دیگه برم .....................بای .........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سفر در شب .. فریدون مشیری .... دیدگاه ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت به نگاهی نگران تو به اندازه تنهایی من شاد بمان
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زماني ميرسد كه انسان ديگر قادر نيست بگويد جبران ميكنم. چقدر خوب است كه انسان قبل از رسيدن به اين زمان تأسف انگيز چيزي براي جبران باقي نگذاشته باشد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
براي رسيدن به اوج،از من بال و پر نخواه. هيچ چيز همچون اراده به پرواز پريدن را آسان نميكند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد... پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد..... صبح سراغ مادرش رفت..... وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود.....
قربونت .. مرسی عزیزم ...
14 سال و 10 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 12 دقيقه قبلبنده خدا سنگ کوب میکنه دیگه!!!!!!
14 سال و 10 ماه و 6 روز و 5 ساعت و 53 دقيقه قبل