گل پونه های وحشی دشت امیدم،
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها
گل پونه ها نامهربانی آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم
امرو که رفتم سر #کلاس ِ #عمم ، معرفیم کرد به بچه ها که ایشون #مهدیه خانوم هستن اومدن کمک ه ما بعد یه پسر ه گف #مهدی یا #مهدیه ؟ . . . . . . . #پسر که میگم نهایتش 6 #سالش بودا
#کاش #کسی #واقعا #دوستم #داشت ...
12 سال و 11 ماه و 21 روز و 15 ساعت و 36 دقيقه قبل