دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

برایم دعا کن! . . . اجابتش مهم نیست ... نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی … درباره »
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرد - مجرد
امتیاز: 42779

دنبال‌شدگان

(3959 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2001 کاربر)

گروه‌ها

(437 گروه)

بازدید

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
1jvt080e7pfumg3no5h9.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

عاقبت دعوا با خانم خانه ............

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

ای خـــــــــــــــــــــدا ... ﺯﻧــــــــــــــــــﺪﮔﯽ، ﺧﻨــــــــــــــــﺪﻩ ﮐﻨـــــﺎﻥ، ﺷــﺎﻫﺪ ﺟﺎﻥ ﮐﻨـــﺪﻥ ﻣــﺎﺳﺖ ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@فـآطمه خـآنوم ............. ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

..............

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

... خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد” اما به دیگران هم دلسپرده ام از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین” اما به دیگران هم تکیه کرده ام اما رهایم نکن بیش از همیشه دلتنگم به اندازه ی تمام روزهای نبودنم . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

چه شتابی ست به راه شاید...... شاید آن نقطه ی نورانی راه.... چشم گرگان بیابان باشد.

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

اكثرا” خر خودشان را هي مي كنند ، ولي بعضي ها بر خر مراد سوارند .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
11.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

@sarina biglibigli .... میگویند آغاز نو شدن آغاز تازه شدن بهار است اما روز میلاد تو سر آغاز فصلی دگر از زندگیست ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
506141_KXW0KpTh.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

... به حباب نگران لب یک رود قسم ، و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت، غصه هم میگذرد ، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند . لحظه ها عریانند ، به تن لحظه ی خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

وقایع زندگی به ۲ صورت میباشد : اگه خوش بگذره ، اسمش خاطره ست اگه پدرت در بیاد ، تجربه ست !

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

و عشق تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در میکده

کسی که از صدا میگفت، به لب مهرسکوتم زد مرا بالای بالا برد، ولی سنگ سقوطم زد چه‌ها گفتند و نشنیدم، بدی کردند و بخشیدم ز تیغ اشکم ریخت، ولی من باز خندیدم سکوتم حرفها دارد، ولی چشم و دهان بستم ببین ای خوب دیروزی، کجا بودم کجاهستم . . .

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

کاش در کودکی میماندیم جایی که تنها تلخی زندگیمان شربت تب برمان بود...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

خیال انگیز و جان پرور چون بوی گل سراپایی /// نداری غیر از این عیبی که می دانی که زیبایی