تمام آرزوی من ، نقشه بر آبه
هر روز سرنوشته من ، رنج و عذابه
آغوشه تو برای من ، همیشه کم یابه
دعای قلب عاشقم ، چرا بی جوابه
تنها وقتی که شب تورو کنار من میاره تو خوابه
عشق نمی خوابه ، تورو خواستن نمی خوابه
آرزوی من و تو به هم رسیدن ، نمیمیره ، نمی خوابه ، بی تو خورشید نمی تابه
یه عمره که دلم برات عاشق و بی تابه
بی تو همه دنیا برام مثله سرابه
دریای عشقه تو کجاست ؟
بی تو دل مردابه
قرارمون تو رویاها کنار مهتابه
تنها وقتی که شب تورو کنار من میاره تو خوابه
آی گل لاله ، تو رو داشتن یه خیاله
تویه فکرم شب و روز صد تا سواله
آرزوهای محاله ، دل ساده خوش خیاله
آی گل لاله ی بهارم
سر به کدوم صحرا بزارم
اگه خود خواهی نباشه
تو رو می خوام در کنارم
که تو هستی نازنین ، روزگارم
بی تو من تنها ترینم ، بی قرارم
عشق نمی خوابه ، بی تو خورشید نمی تابه
عشق نمی خوابه ، بی تو خورشید نمی تابه
فردوسی توسی نیز در آغاز «شاهنامه»ی خود، بیتهایی را در ستایش امیرالمۆمنین (ع) سروده است:
13 سال و 15 ساعت و 46 دقيقه قبلکه من شهر علمم علیم در است
13 سال و 15 ساعت و 46 دقيقه قبلدرست این سخن قول پیغمبر است
گواهی دهم کاین سخنها از اوست
تو گویی دو گوشم پرآواز اوست
...
منم بندهی اهل بیت نبی
ستایندهی خاک پای وصی
حکیم این جهان را چو دریا نهاد
برانگیخته موج ازو تندباد
چو هفتاد کشتی برو ساخته
همه بادبانها برافراخته
یکی پهن کشتی بسان عروس
بیاراسته همچو چشم خروس
محمد بدو اندرون با علی
همان اهل بیت نبی و ولی
خردمند کز دور دریا بدید
کرانه نه پیدا و بن ناپدید
بدانست کو موج خواهد زدن
کس از غرق بیرون نخواهد شدن
به دل گفت اگر با نبی و وصی
شوم غرقه دارم دو یار صفی
همانا که باشد مرا دستگیر
خداوند تاج و لوا و سریر
خداوند جوی می و انگبین
همان چشمهی شیر و ماء معین
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و علی گیر جای