❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این روزها خوابم نمیبرد فقط میخوابم تا بیدار نباشم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقتی کسی رو پیدا کردی ؛ که کنارش بدون هیچ دلیلی ، فقط به خاطر اینکه کنارشی ! خوشحالی دیگه به درک که بقیه چی میگن ! کنارش باش و از کنار هم بودن لذت ببر . . . !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می بوسم
و می گذارم کنـــــــار
هر آنچه را
که ردّی از چشم های تــــــــو
بر آن نیست ... !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وقـتـی حـس میکـنم جآیــی در ایــن کرِه ی خآڪـی تــو نفس میکــشــی و مـن از هــمآטּ نفـس هآیتـــ ،،، نفس میکشم ! تـو بــآش !!! هـوآیتـــ ! بـویـتـ ! برآی زِنده ماندنم ڪـآفـــی است …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عطرها بی رحم ترین عنصر زمین اند . . . بی آنکه بخواهی میبرنت تا قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کـــــاش؛ کـــســــی یــــاد مـــعــلـــمهـایـمــان مـیداد... اول مـهـری شـغــل پـدرهـا را نـپــرسـنـد؛ وقـتـی هـنـوز احـتـرام بـه هـمـه ی شـغـلهـا را؛ و افتخـار بـه همه ی پـدرها را ،یاد دانش آموزانشان ندادهاند! حـالا قصه ی چشمان یـتـیـمی که نـم می خـورد، بـمانـد...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر روزی گل؛ مغرور زیبائیش شود؛ چشمانم قهر خواهد کرد …
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هفت تا هشت سال ، برای زندگی کا[!]ت ! هفت یا هشت سال … خلاص ! بقیه اش نقدی مزورانه ست !زنبور زهرآگین خیانت متورم می کند هیکل ها را و ما با خون فاسد خود به سفرهای بزرگ می رویم ! پیراهن های بزرگ می پوشیم ! خانه های بزرگ می سازیم ! حرف های بزرگ می زنیم و خردمندانه طنین گریه های بزرگ خود را به هق هق آرام تخفیف می دهیم در مناسبات بزرگ ! می گویند : پادزهر را از زهر می گیرند می شنویم از گلوی گشاد خود و پاهای بزرگ خود را به زمین می کوبیم تا تنها صدای موجود عبور حجم بزرگ ما در کوچه ها بزرگ باشد ، کوچه هایی که در کودکی بارها در آن گم شده بودیم …