همین قلبی که... در اعماق آن صداقت و یکرنگی است ... روی دیواره های سرخ رنگ آن ...تنها نام تو حک شده است... می تپد برای تو ...شکسته است بدون تو ... دلتنگ است از دوری تو ... خوشبخت است در کنار تو ... تنهای تنهاست به عشق تو.... صدای قلبم را بشنو ...صدایی که از اعماقش میتوانی نامت را بشنوی... هر تپش از این قلب عاشقم ..تنها به امید بودن تو... در قلبم است
مداد سیاهم را بر می دارم....جاده ای می کشم ار اینجا تا خود ِ خــــــدا....سفری به مقصد آغوشش...رویاهای رنگی ام ، حوالی ِ خانهء #خــــــــــــــدا پرسه می زنند...
زندگی یعنی بازی، سه،دو،یک.... سوت داور! بازی شروع شد! دویدی،دست و پا زدی، غرق شدی، دل شکستی، عاشق شدی، بی رحم شدی، مهربان شدی، بچه بودی،بزرگ شدی، پیر شدی.... سوت داور!سه، دو ، یک.... بازی تمام شد، زندگی را باختی، اشکات رو پاک کن همسفر،گاهی باید بازی رو باخت اما اینو یادت باشه باز میشه زندگی رو ساخت..
بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن بزن تا اشک چشمانم ، در آمیزند با دیدن ... بزن بر من ، بشوی از تن ، غبار خستگی ها را بزن تا جان بگیرم من ، که بیمارم ز خشکیدن بزن باران که بی تابم از این عشق و پریشانی بزن تا شاید از عشقم ، ببینم عشق و خندیدن بزن تا دل شود سیراب از این عطشانی و هر دم بگوید من شدم آزاد از این ترس و هراسیدن بزن بر آتش عشقم ، خنک کن این دل سوزان که این طوفان بیفزاید ، به شعله های نالیدن بزن ، این عشق پنهانی نشاید در نهان گفتن بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن
دو رکعت گریه برای خاطره هایم... یک قنوت سکوت برای یادت... دو سجده بیقراری برای عشق بر باد رفته... یک تشهد برای... مـــــــــــــــرگ دلــــــــــــــــــــم".!!!
خدا نزدیکترازرگ گردن در قلب توست...
تویی که در سردرگمی روزگارت اورا برگزیدی...راه اورا برگزیدی...راهی برگرفته از ایمانت...
ودرحقیقت وقتی خداتلاش تو رابرای یافتن حقیقت دید
. . . راه را از درونت به تو نشان داد
ظریف بگویم:
اینکه تو دنبال حقیقت بودی نگاه خدابود و زمزمه اش درگوش تو...
خداباتوست وتو باخدایی...
چه زیبافرمود:
دعای«إلهی لاتَکِلنی الی نَفسی طَرفَة عَینٍ أبداً»پیامبر اکرم (ص)
...اشک
#نفس هایم ... #پاره پاره اند و نمیدانم ... کدام #فرشته ... حال ما را ... به گوش #آنکه به خاطر نگاه #مهربانش این رنج را به جان خریده ایم ... خواهد رساند ... #نمیدانم ... من روزهاست ... نمیدانم ... سرنوشتم را ... چون #بادبان قایقی ... به دست باد سپرده ام ... #بادی-از-نور ... بادی از جنس #خیر ... "ارکیده"
@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ میگویند پشتِ دریــا شهری ست پـر از یادِ #خــــدا ... قایقی خواهم ساخت ... دور خواهم شد ازین خاکِ غریب ... بـه همه خواهم گفت : کـه #خدایی همین نزدیکی ست ...