پسر ِ جوونی که پاهاش از #زانو قطع شده بود و رو ویلچر داشت میرفت ، واسه به دست آوردن ِ یه #لقمه ِ نون ِحلال امروز صبح ، چشمای ِ هر #عابری رو به طرف ِ خودش میکشوند ... بعد ما ها سالم و قبراق از عشق ِ نداشته و #تنهایی و #کمبود-های زندگی می نالیم ... #خدایا یکم صبر ، یکم #قناعت و سلامتی ِ #عقل نصیب ِ مون کن .!.!.!
زندگی میکنی ولی در واقع مرده ای آدم ها می آیند...زندگی میکنند...می میرند و می روند. اما... فاجعه ی زندگی تو آن هنگام آغاز می شود که آدمی می رود...اما نمی میرد!! می ماند ... نبودنش در بودن تو چنان ته نشین می شود...که تو می میری! در حالی که زنده ای!!