خدايا من تو ليست دوستات اون آخر آخره بذار ... من تنبل ترين تبل ترينام ... نه درس ميخونم ... نه جرات تقلب كردن دارم ... قبولم كن با تك ماده محبت اهل بيت
دل آشفته ی من! از چه شکایت داری؟........ تو که عمریست به این فاصله عادت داری! .........دل من کلبه ی عشقی ست که بی شک در آن چه بخواهی،.......... چه نخواهی،..... تو سکونت داری...... یا تو آن لیلی اشعار نظامی هستی ....... یا که با لیلی آن قافله نسبت داری....... وای از آن لحظه که چشمان تو را می بینم ......این چه رازیست که در پشت نگاهت داری؟ ...........