عاشق پاییز شده ام از فصل بی برگ زندگی ، فصل خالی از برگ خاطرات خسته ، فصل پر "مهر" حضور تو ، فصل" آبان" اشتیاق تو ، فصل " آذر " چشمان تو ، من عاشق پاییز شده ام به اقرار یک پرستوی مهاجر ، شاعر لحظه های سبز حضور تو می شوم و نقاش درخت قامت تو ، من عاشق پاییز شده ام . . .
تو کجایی سهراب ؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند........... وااای سهراب کجایی آخر ؟ زخم ها بر دل عاشق کردند خون به چشمان شقایق کردند.................... تو کجایی سهراب ؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند..!........ همه جا سایه دیوار زدند..!............. وای سهراب کجایی که ببینی حالا ؟ دل خوش مثقالیست.. دل خوش سیری چند ؟.......
بر موج واژه سوار است احساس /// و من بي تو تنها در قايقي شكسته /// با دستان شوره زده از آب چشم /// سعي در حركت به سوي ساحل ديدار دارم /// بادبان خاطراتم /// بي تحرك /// بدون وزشي از يادها /// سكني پر تلاطم شده ام // در شبي بي ستاره هاي چشمك زن كلامت /// بي ماه نگاهت /// گم شده ائي پر هراسم در اين درياي خيال ... گمنام