من خيلي وقتا تو خيالم خودمو و يه سري از بچه هاي دنبالري رو تصور ميكنم كه همه با هم واسه مثلا يه هفته تو يه خونه زندگي ميكنيم حتا به جزئياتشم فك كردم ! يا حتا اينكه فلاني آب رو ببند فلاني حمومه يخ ميكنه ، اينكه نوبت كيه كه آشپزي كنه ، البته چون من بلد نيستم هميشه ظرف شستن واسم ميمونه و اينكه چندتا آقا هم هستن كه مثلا ميرن خريد ، شبا دور همي ميشينيم پاستور بازي ميكنيم هميشه هم اينا حكم بازي ميكنن كه من بلد نيستم ! يه دختري هم هس تو ذهنم كه نميشناسمش نميدونم چرا اينقد گوشه گيره هميشه نشسته تو اتاق ناراحته بعد يه دختر خبيث هم هس كه اينو اذيت ميكنه هنوز واسه اينا كاراكتر دنبالري در نظر نگرفتم ! فقط نميتونم خودمو قانع كنم چرا همه دور هم جمع شديم ! اردو بوده ؟ ميتينگ بوده ؟ چي بوده ؟!!!
ای زن همساده ـَمون یه چیزی میشه آ .. میبینه امشب نه شووَر من خونه ـَس نه شووَر خودش اومده صدام زده رفتم تو پله ها میگم چیه نشسته برام داستان ترسناک تعریف میکنه که چی؟ من بترسم شب برم خونه ـَشون بخوابم از سر شب کچلم کرده هی میگه بیا بالا بخواب هی میگم من خونه خودم راحت ترم مگه تو کَتِش میره بعد من الان هی یاد داستانش میوفتم عمراً برم خونشون بخوابم .. اصنشم نمیترسم .. هرکی دروغ بگه خـــــــــــــــــــره
بعد آیا شما میدانید که من ماه پیش همین موقع ینی چهارم عروسیم بوده و این موقع 300 400 نفر دورو برم بودنُ منم در حال قر دادن تو تالار بودم بعد الان از تنهایی فراوون اومدم به دنبالر پناه آوردم ای روزگار نامرت تُف بهت تُف تُف
بعد اگه شما بدونین من الان تو چه وضعیتی اومدم به دنبالر برا شما تا حالا پیش اومده که با #تلوزیون بیاین به #دنبالر مانیتورمون چند وقته سوخته کیسُ زدیم به تلویزیون الان یه صفحه گنده دنبالر دارم .. به اضافه ی اینکه کمرم دو سه لا شده چون رو زمین نشستم دارم تایپ میکنم بزارین یه عکس از وضعیتم بگیرم بزارم براتون فقط نخندین آ
امروز سوگند دو ساله اومد خونمون داشت با قلب و روح و روان من بازي ميكرد ! ميدونيد چرا ؟! چون رفت سراغ جعبه ي لاك هام يني هي ميگفت لاك ميخام لاك ميخام ، يه لاك خشك شده دادم بهش حالا اون لاك عزيزتر از جانم رو ميخواس ! منو ميگي ! سيخ داغ ميكردن تو چشمم اينقد درد نداشت بهرحال پيچوندم لاكمو ندادم بهش ولي هروقت مياد خونمون يه لاك ميگيره ميره
بر پا نکن در دل ِ من آشوب دیگری ..
13 سال و 4 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبل: )
13 سال و 4 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 28 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 27 دقيقه قبل

13 سال و 4 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 14 دقيقه قبللایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 16 ساعت و 16 دقيقه قبل