سحـــر خاتـــون
سلام مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چطور شبها آسوده می خوابد وقتی سنگ هایی که در دستان توست قلب مرا نشانه می رود؟ سلام مرا به غرورت برسان و بدان بهای قامت بلندش تنهاییست.
سحـــر خاتـــون
بند زن آمد ... تو قوری ات را بیاور و من دلم را....
سحـــر خاتـــون
نگران صدای خسته ی من نباشید اگر صدایتان می کنم نگران پاره های روح من نباشید اگر دست و پا می زنم تا یکپارچه شوم من خوبم من هیچ وقت اینقدر خوب نبوده ام داستان جز این نیست که من در ازدحام خوشبختی هایم دست و پا میزنم «دیگر بدنبال تخت پاره ها نمی گردم می خواهم شنا کنم!!!»
سحـــر خاتـــون
دلم برای همدم بچگیام تنگ شده...«پستونکم»!!!
سحـــر خاتـــون
گاهی همه هستن و هیچ کس نیست...میدونی؟؟...
سحـــر خاتـــون
به جا ن عزيزت وقتي از تو پرم!!! نمي توانم از تو نگويم ،با تو... از عشق.... از باران... در سكوت، تنها با تو حرف مي زنم/در تاريكي اتاق به تويي كه در قاب پنجره ي ذهنم ايستاده اي خيره مي شوم......! حتي همين قاب شكسته كه دريا را تا نزديكيه لمس مي آورد تويي كه در ساحل ذهنم قدم مي زني و اين ،ردگامهاي توست بر ماسه هاي خيالم!!! ميخندم نه به تو،به اين خيال لعنتي!!! خيلي دلم براي تو تنگ شده نه اينكه نديده باشمت نه !!! حتي خيال تو را در آغوش ميكشم ولي...!؟
سحـــر خاتـــون
دلم گرفته از ... . از هیچ کس دلم نگرفته... ولی چرا مرا هیچ کسی نیست که درک کند؟ چرا هیچ کسی نیست که مرا یاری کند ... چرا؟ و باز آه ی و بخاری و خدایی ولی با این تفاوت که بلند من فریاد می زنم ای خدا:...چرااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ووووووووووووویییییییییییییییی
14 سال و 8 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 14 دقيقه قبلهیییییی واااااای من!!
14 سال و 8 ماه و 8 روز و 6 ساعت و 10 دقيقه قبل