سحـــر خاتـــون
نمی خواهم خاطره فردایم شوی. امروز من باش، حتی لحظه ای
سحـــر خاتـــون
من می خوام برگردم به كودكی!! نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !! نمی شه !! كفش برگشت برامون كوچیكه پابرهنه نمی شه برگردم ؟ حسین پناهی
سحـــر خاتـــون
این روزها ،
این روزها ...
امان از این روزها ...
که نه تمام می شوند ...
نه می گذرند ... نه بهتر می شوند
سحـــر خاتـــون
خدايي دارم که در اين نزديکي است . . . مهربان ؛ خوب ؛ قشنگ ؛ چهره اش نوراني است ، ... گاه گاهي سخني ميگويد با دل کوچک من ، ساده تر از سخن ساده ي من ؛ او مرا مي فهمد او مرا مي خواند نام او ذکر من است در غم و در شادي چون به غم مي نگرم . . . آن زمان رقص کنان ميخندم: که خدا يار من است ؛ که خدا در همه جا ياد من است ، او خدايي است که ؛ مرا مي خواهد .
سحـــر خاتـــون
كاش خودم را جایی جا بگذارم و برگردم و ببینم كه نیستم!
سحـــر خاتـــون
فقط تماشایت!!!
داستانیست که آدم دلش نمیخواهد پایانی داشته باشد!!
سحـــر خاتـــون
نه انگار تو هم ... نمی مانی ! چشم می گذارم با خیالی کودکانه ... ... دریغ ! که تو خیلی پیش با صدایی رفته ای ...!
سحـــر خاتـــون
هیچ به فردا نیندیش... فردا اندیشه ای برای خود دارد. رنج هر روز برای آن روز کافی است !
سحـــر خاتـــون
وقتي ذره بين بگيري دستتو آدمارو نگاه كني ، مطمئن باش چيزايي مي بيني كه انتظارشو نداري پس زياد حساس نشو زندگيتو بكن
سحـــر خاتـــون
اگه با خاله خرسه دوست شدی ... هشیار باش و لحظه ای غفلت نکن ... این روزها اینجور دوستی ها زیاد شدند ....
سحـــر خاتـــون
قول داده ام ، هنگام شنیدن نامت بی خیال باشم ! از این قول در گذر ! چرا که با شنیدن نامت صبر ایوب را کم دارم، برای فریاد نزدن!
سحـــر خاتـــون
دلم تنگ نگاه مهربانت دلم تنگ سکوت آشنايت دلم تنگ پريدن از سر شوق دلم تنگ نگاه عاشقانت ... دلم تنگ تو است اي نازنينم ... دلم تنگ صداي مهربانت دلم تنگ غروري عاشقانه دلم تنگ دستهاي مهربانت دلم تنگ نوازش هاي عاشق دلم تنگ تو است تا بشکني غم دلم داند که مي آيي به سويم به اميدي که از اين در در آيي به شوق ديدن ياس سپيدت بمانم از سر شوقم در اينجا به اميد زماني که بيايي............