سحـــر خاتـــون
من قصد مردن ندارم! عاشقي اين نيست كه براي هم بميريم ... مگر قرارمان خوشبختي نيست ...؟! ... زنده ماندن ، اولين شرط آن است ...!
سحـــر خاتـــون
گاهی درســــت در لحـظـهی ســــقـــوط، فرصـت پــــــــــــــــــــرواز هم هست... انتخاب با توست !
سحـــر خاتـــون
گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی، دیگر نفسی برای ماندن در کنار او باقی نخواهد ماند!
سحـــر خاتـــون
تو هم می دونی چقدر سخته آدم نتونه حرف دلش رو بزنه .. حرف ها همش نا گفته بمونه .. بگه "مــــن " و ساکت بمونه .. بگه " تـــــو " گریه کنه !
سحـــر خاتـــون
میبینی مرا رفیق ؟ شناختی ؟ ... عوض شدم مگه نه ؟ موهام سفید داره میشه ... اما سنم چیز دیگه میگه ... ... صورتم بی روح شده ... شبیه عکسام نیست دیگه ... یادته میگوفتی خنده هامو دوست داری ؟ ... دیگه یادم نیست مگه من چطور میخندیدم ؟ ... راستی شنیده بودم جوانی همش شور و هیجانه ... خنده های از ته دل ...من جوانی رو رد کردم ؟ ... یادم نیست ..
سحـــر خاتـــون
حکایت باران بی امانی است ... اینگونه که من دوستت دارم !
سحـــر خاتـــون
زندگی... انتظارو هوس و دیدن و نادیدن نیست... زندگی چون گل سرخی ست... پرازخاروپرازبرگ وپرازعطرلطیف... ... یادمان باشد اگر گل چیدیم... عطروبرگ و گل وخار /// هرسه همسایه دیواربه دیوار همند.
سحـــر خاتـــون
ادمها ترك كردن را دوست دارند سرشان را با افتخار بالا میگیرند و میگویند : ترک کردم سیگار را خانه را ... ... ... دوستانم را معشوقم را اما هیچ کس ترک شدن را دوست ندارد سرِشان را پایین میاندازند و با همه ی غمِ وجودشان میگویند ترکم کردند دوستانم خانواده ام عشقم میبینــید ؟ ما همان آدمهایی هستیم که ترک میکنیم اما وقتی کسی ترکمان میکند جوری که انگار دنیا به آخر رسیده باشد بغض گلویمان را خفه می کند.....!
سحـــر خاتـــون
آب در هاون کوبیدن است اینکه من شعر بنویسم و تو فال قهوه بگیری ! وقتی ... آخر همه ی شعرهای من، ... تــو می آیی و تــهِ همه ی فنجان های تو ... من میـــروم!
سحـــر خاتـــون
منم دلتنگ رویت / دلم آید به سویت / چه کردی با دل من / که کرده آرزویت .........