یه بغض خیـــــلی سنگین نشسته توو گلوم که هرچی گریه میکنم سبک نمیشه...چرا نباید اونجور که باید درک بشم؟ چرا نباید منم توقع داشته باشم که دوستم داشته باشه؟؟ چرا؟؟؟
بچه ها...دوست موستای عزیز دنبالریم...به عنوان یه دوست غرغروی غمگین...یه التماس دعای کوچیک دارم از همتون. تگتون نمیکنم چون میدونم اکثرا از این کار خوشتون نمیاد.بی زحمت هرکی پستمو دید اگه تونست بازنشر کنه...یکی هست که همین الان از اتاق عمل اومده بیرون. دکتر گفته دعا کنین که فلج نشه!!! دعا میکنین؟؟؟؟
… دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هر چی بگم من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم . . .
گرم و خاموش کنارم بنشین...تو سراپا سخنی...در سکوت تو جهانی خفته است...چشم از چشم من خسته مدار...غم سنگین دلم را تو فقط می دانی...که تو در جان منی...و تو همزاد منی...تو پرستوی بهارانم باش...از دلم کوچ مکن...که دلم مست بهار است...