نمی نویسم , حرف نمیزنم , نگاهت نمیکنم , صدایت هم نمیزنم و فقط میخندم , می دانی چرا؟؟ نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی. حرف نمی زنم .... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی. نگاهت نمی كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی. صدایت نمی زنم ..... زیرا اشك های من برای تو بی فایده است. فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام
@jasmin گفت: این روزها کمی افسرده به نظر می رسی. گفتم: واقعا؟ گفت: حتما نیمه شبها زیادی فکر می کنی. من فکر کردن های نیمه شب را کنار گذاشته ام. گفتم: چطور تونستی این کار را بکنی؟ او گفت: هر وقت افسردگی به سراغم میاد، شروع به تمیز کردن خانه می کنم. حتی اگر دو یا سه صبح باشد. ظرف ها را می شویم، اجاق را گردگیری می کنم، زمین را جارو می کشم، دستمال ظرف ها را در سفیدکننده می اندازم، کشوهای میزم را منظم می کنم و هر لباسی را که جلوی چشم باشد اتو می کشم. آن قدر این کار را می کنم تا خسته شوم، بعد چیزی می نوشم و می خوابم. صبح بیدار می شوم و وقتی جوراب هایم را می پوشم، حتی یادم نمی اید شب قبل به چه فکر می کردم. بار دیگر به اطراف نگاهی انداختم. اتاق مثل همیشه تمیز و مرتب بود. گفت: آدم ها در ساعت سه صبح به هر جور چیزی فکر می کنند. همه ما اینطور هستیم. برای همین هر کدام مان باید شیوه ی مبارزه خود را با آن پیدا کنیم! کجا ممکن است پیدایش کنم؟ هاروکی موراکامی
یک هنرمند کلمبیایی تابلوی مسی رو که با استفاده از کریستال های کمیاب و گرون قیمتی کشیدن به مسی اهدا کرده! گفته میشه قیمت این تابلو که تو عکس میبینین 50 میلیون دلاره
اگه بدونی خاکش کجاست خیلی بهتره تا اینکه سرگردونه سنگ قبرش باشی
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبل توسط موبایل