کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
همین که باهاش سینما نرفتم همینکه بوسش نکردم همینکه به پاییز نرسید همینکه زیر بارون نرفتیم همینکه صدای خشخش برگا رو زیر پامون نشنیدیم همینکه با هم سیاوش گوش نکردیم همینکه با هم نرقصیدیم همینا همینا حالا برام دلخوشیه
کوه یخ
دیگه این پاییز رو نمیتونم تنهایی موسیقی برگها رو بشنوم یکدست میخام تا زیر بارون گرمم کنه فقط همین
کوه یخ
دیگه این پاییز رو نمیتونم تنهایی موسیقی برگها رو بشنوم یکدست میخام تا زیر بارون گرمم کنه فقط همین
کوه یخ
پدرم میگفت وقتی بخای یکیو ناراحت کنی ابتدا باید خودتو چن برابر ناراحت کنی ،نمیدونم اونیکه اینجور منو شکنجه کرد تلنگری به خودش زد ایا
کوه یخ
وقتیکه ترکمون میکنن خطری که تهدیدمون میکنه اینه که هر کی از راه میرسه رو میخایم جایگزینش کنیم یه جورایی با خودمون لجبازی میکنیم و دوباره از همون سوراخ گزیده میشیم که طعم تلخشو قبلا چشیدیم
کوه یخ
آهسته قدم برمیدارم زیر آسمانی که ستاره هم دارد,تاریکی هم.برای شنیدن موسیقی قدمهایم را کند کرده ام تا دیرتر به مقصد برسم.باد میزند و موهایم را بر صورتم شلاق میکند. از کنارم میگذرند همه دنیا.حتا اگر همه حواسم بجایی در دورها پرتاب شده باشد ,باز هم میبینم که کسی مرا نمیبیند و با خود میگویم دیده شدن بین هفت ملیارد رهگذر سخت است. خیابان ساکت میشود.برای لحظه ای موزیک خالص میشنوم و عجیب لذت میبرم. از کنار دکانها میگذرم و بوی لیمو نگاهم را به شانه چپم منحرف میکند.می ایستم و آرام میگیرم: من زنده ام و تمام حسرتها پاک میشود... لیمو...
کوه یخ
اين روزها کسي آغوش نميخواد..کسي لمس عاشقانه..بوس هاي پشت در پشت نميخواد. اين روزها کسي به فکر دلربايي نيست..آدمها خسته شدن از اينها..همه يک گوش شنوا ميخوان..اينقدر که خسته شدن از دستهاي گرمي که اومد و سرد رفت.تن هايي که پاک اومد و هرزه رفت..دوست داشتن هايي که معجزه وار اومد و خاموش رفت..فقط يک گوش سهم اين آدمها باشد از کل اين دنيا همه راهها رو به راه خوب است.
کوه یخ
فرق می کند تنهایی قبل از تو... با تنهایی بعد از تو !
کوه یخ
حالا فهمیدم چرا راننده تاکسی دست اندازارو با سرعت میره و ماشین ۲ متر میره هوا میاد پایین!!! عقب خانومه نشسته و صحنه دیدنیای اتفاق میافته.
کوه یخ
چراغهاي خاموش غمبارند چه چراغهاي خاموش مدرسه باشند چه چراغهاي خاموش يك خانه مسجد مغازه و يا حتي چراغ هاي آي دي ها ...
کوه یخ
می دونی چرا بازی رو باختی؟ چون وقتی سعی کردی من ببازم ... حواست نبود که من یارتم ، نه حریفت