Shahdad
می دانم شبی تاریک در پی است ومن به چراغ نامت محتاجم طوفان هایی سر چهار راهها ایستاده اند وانتظار مرا میکشند ومن به زورق نامت محتاجم
Shahdad
آدمها که عوض میشوند از سلام و شب بخیر گفتنشان اس ام اس دادنشان میشود این را فهمید از بوسه هایشان از حرفها و نگاهها از گودالهای عمیقی که بین خودشان می کنند و تویش را پر از دلیل می کنند.....
Shahdad
قفس داران سکوتم را شکستند، دل دائم صبورم را شکستند، به جرم پا به پا عشق رفتن، پر و بال عبورم راشکستند، مرا از خلوتم بیرون کشیدند، چه بی پروا غرورم را شکستند، تمنا در نگاهم موج میزد، ولی رویای دورم را شکستند….
Shahdad
حس غریبی ست دوست داشتن وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن ..... وقتی میدانیم کسی با جان ودل دوستمان دارد ونفس ها وصدا ونگاهمان در روح وجانش ریشه دوانده به بازی اش میگیریم ..... هر چه او عاشق تر ما سرخوش تر ! هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر!.... تقصیر از ما نیست ... تمامی قصه های عاشقانه این گونه به گوشمان خوانده شده اند !!!
Shahdad
شده بودم مسحور نگاهش............. روزی بدون دیدن رویش میمردم.......... شدم ان دیوانه ی مجنون.................... شبها اشک میریختم از داغ نبودنش............. من اورامیخاستم نه نگاهش را............. کم کم باورم شد دیگراو ازان من نیست............. فراموشش کردم....................... اما خاکسترهای اتش باقی مانده بود.............. روزی بسویم برگشت................ باید شاد میبودم................... ولی دیگرشادبودن رافراموش کرده بودم................ باد وزید وخاکسترهاراباخود برد................... اوهم رفت.................
Shahdad
تــــوی ایــــــن دنیــــا همیـــــــشه بعضــی ها "بــرای بــه جــایـــی رسیــدن" و بعضـی ها "بـعـد از به جـایــی رسیــدن" هــمــه چیــز را "زیـــر پــا" می گــذارنـــد...
Shahdad
بهارت بي گل و بلبل نباشد نگاهت خالي از سنبل نباشد به گلزار محبت تا قيامت خودت گل باش و عمرت گل نباشد .
Shahdad
خدایا سیب که شیرین استـ، سهل! تو بگو،زهر! هرچه که باشد، بیار،با تمامـ وجود ﻣﮯ بلعمـ . تو فقط مرا از این دنیا بنداز بیرون!
Shahdad
زندگـــي در حــــــــال بارگـــــــيري است، لطفاً صـَــــبر کـُــنيد.. اينجـا سُــــرعت "خوشــــبختي" بسيار کــــم اَست...!! تـــا "زِندگــــــــي ات "لُـود شـــــــود..."عُمـــــــــرت" تمـام شــده... . . ¶¶¶ . . ¶¶¶.¶ .¶¶ . . . . . . .¶¶¶.¶. .¶¶¶. . .¶¶ . . . . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶¶ . . .¶¶¶ . . . . . .¶¶¶¶¶ . . ¶¶¶¶.¶¶ .¶¶ . . . . . ¶¶¶¶. . . . ¶¶¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶. . . . .¶¶. . . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶. . . . ¶¶. . ¶¶ . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. . ¶¶ . . . . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ¶.¶¶ .¶¶. . . . .¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶.¶¶ .¶¶¶¶¶ . . . . . ¶¶.´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶ .¶¶¶¶¶¶¶. . . .¶¶. ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . ¶¶¶¶¶¶¶ . . ¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶ . .¶¶¶¶¶¶¶ . ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶ . . .¶¶¶¶¶¶. ¶¶. . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶ . . . .¶¶¶¶¶¶¶. . . ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´¶¶¶¶ . . . . . . . .¶¶. .´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . . . . . . ¶¶. . ´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . . . . . .¶¶. . .´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ . . . . . . ¶¶. . . ´´´´´´´´´¶
Shahdad
شمرده بودم .. پنج سیگار .. تا خانه ﮯ او راه بود .. حالا دیگر ، کوچه ب کوچه .. سیگار پشت سیگار .. میگردم و نمــﮯ رسم...
Shahdad
هر کاری واسه موندنم کرد اون میخاست من بمونم اما من نموندم خوب میدونم من لیاقت بودن با اونو ندارم منو ببخش عشق من فک میکنم اخر این راه جدایه بذار همین حالا ازت جداشم برو پی سرنوشتت سرنوشت مارو خدا باهم ننوشته سرنوشت ما عاشق شدنو نرسیدنه تا حالا کدوم دوعشقی بهم رسیدن که ما دومیش باشیم اگ لیلا دستای مجنونو لمس کرد منم اونوقت میتونم دستاتو لمس کنم برای رسیدن ب تو راهی هموار میشه اما دوباره سدی دشوار تر اون راهو میبنده چقد بهت نزدیک شدم اما استارت آخر کلید نخورد چقدر رود شدی اما من دریا نشدم رود کسی باش که ب عشقت تموم سدها رو بشکنه دریا بشه فقط ی چیزیو بدون همه حرفام راست بود هیچ وقت دلم نمیاد بهت دروغ بگم نمیخام بعدها از اینک نمیتونیم باهم باشیم عذاب بکشی من امروز توی همون شهری بودم که تو بودی اما جرات روبرو شدن با چشماتو نداشتم راستشو بگم من قدرت دل کندن از صداتو ندارم نگاهتو چشماتو ببینم و مجبور باشم دل بکنم بیش ازاین دیگه نمیتونم بشکنم فقط دوست دارم همین
Shahdad
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه میکند. دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشق غرق میکند. دلم برای کسی تنگ است که احساسم او را میطلبد. دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر میکند. دلم برای کسی تنگ است....
Shahdad
کســـــــــی مـــــــــــرآ نشنـــــــــآختـــــ... همــــــــهـ گفتـــــــند... *هــــــــر کــــــــسـ کـــــهـ میمیــــــرد فـــــرآمـــــــوشـ میــــــشود* مـــن زنـــــدهـ امـ و ســـــختـ فــــرآمــــــوشـ شـــــدهـ امـ... و ایــــــن غـــــــمـ فـــــــرآمـــــوشــــــی مــــــرآ میــــــــکشد مـــــــــن میـــــــــخوآهـــــمـ و میــــــــرومـ... میـــــــرومـ فقط خـــــــــآطـــــرهـ امـ میــــــمآنـــد... کــــــــــــــــــــــــــهـ او هـــــــــــــــــمـ خــــــــوآهــــــــــــــــد مــــــــــــــــــرد!!!