دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Shahdad

خوبم...باور کنید... اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... ... درباره »
Shahdad
مرد - مجرد
امتیاز: 624.75

دنبال‌شدگان

(270 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(246 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

Shahdad
Shahdad

در تراژدی زمانه نخستین تجربه عشق مقدس دل به دو نیم تقسیم نموده ام...! نیمه ای در سینه خود و نیمه ای در پهنه سینه او...!

Shahdad
sweet-embrace.jpg Shahdad

دوستت دارم نه تنها برای آنچه هستی بلکه برای آنچه هستم هنگامی که با توام دوستت دارم نه تنها برای آنچه که از خود ساخته ای بلکه برای آنچه از من می سازی دوستت دارم برای بخشی از وجودم که تو شکوفایش کردی دوستت دارم…

Shahdad
01.jpg Shahdad

ترول...

Shahdad
13.jpg Shahdad

خلاقیت...

Shahdad
Shahdad

+دُنیـــا رو بـِــهِـــم بـــِבن میگـــَم نِمـــیخــפּآم اَگــﮧ یــِـــﮧ פּقت تو نَبـــاشی تـــْوش مـُــــפּاظـــِبشـَم اینـْـکــ ــﮧ بیـْـن مَــن פּ تو نـــِمیزارَم یِــــﮧ خـــَرآشــی روش بیــوفتـــِــــﮧ !! زدبازی

Shahdad
Shahdad

همش می گم که شاید؟ به من نداره میلی؟ دلش یه جای دیگه؟ بدون من اسیره؟ همش می گم که شاید؟ دیگه دوسم نداره؟ برای اینه با من؟ شده خیلی غریبه؟ همش می گم که شاید؟ حواسش به دلم نیست؟ خدا یا من چه کردم؟ که عشقم عاشقم نیست ؟؟؟؟؟

Shahdad
Shahdad

آغــــوش ِ تـــو ... یـــعـــنــی پـــایـــان ِ ســـردرد‌هــــا ... آغـــوش ِ تــــو یـــعــنــی "مـــن" خـــوبـــم!... مـــن از بـــازگشـــتــ ِ بـــی هـــوای تـــرس‌هــــا میــ‌تـــرســم..

Shahdad
Shahdad

میخواهم امشب با تو تمام شب را پرسه بزنم شاید دلم خواست مست بشم و تا صبح غرق شوم در آغوشت ولی… عطر تنت زودتر از هر شرابی من را مست میکند…!!!

Shahdad
smstak-11.jpg Shahdad

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و…و من همچون غربت زده ایی در اغوش بی کران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید بانوی دریای من… کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت

Shahdad
smstak-12.jpg Shahdad

باد به نوازش گیسوان من بیا و فریاد مرا با خود ببر بی‌ وفا یان را به تو سپرده ام آنان که در دل خود سنگ رو یانده بودند و تنهایی را به من آموختند و آنان که خود از سنگ بودند و آتش را در دل من بر افروختند

Shahdad
لات.jpg Shahdad

پیداست هنوز شقایق نشدی زندانی زندان دقایق نشدی وقتی که مرا از دل خود می رانی یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی زرد است که لبریز حقایق شده است است که با درد موافق شده است تلخ عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است

Shahdad
12303_wallpaper280.jpg Shahdad

کودک زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن. و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد. کودک نشنید.او فریاد کشید: خدایا! با من حرف بزن صدای رعد و برق آمد. اما کودک گوش نکرد. او به دور و برش نگاه کرد و گفت خدایا! بگذار تو را ببینم ستاره ای درخشید. اما کودک ندید. او فریاد کشید خدایا! معجزه کن نوزادی چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید. او از سر ناامیدی گریه سر داد و گفت: خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم کجایی.خدا پایین آمد و بر سر کودک دست کشید. اما کودک دنبال یک پروانه کرد. او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد. جدایی درد بی درمان عشق است جدایی حرف بی پایان عشق است جدایی قصه های تلخ دارد جدایی ناله های سخت دارد جدایی شاه بی پایان عشق است جدایی راز بی پایان عشق است جدایی گریه وفریاد دارد جدایی مرگ دارد درد دارد خدایا دور کن درد جدایی که بی زارم دگر از اشنایی

Shahdad
innerchild13.jpg Shahdad

اگه نیایی می دونم آسمون رنگ چشای تو داره می دونی شب مهتابی پیش تو کم می یاره می دونم مرغهای ساحل واسه تو دم میزنن می دونی شن های ساحل واسه تو جون میبازن می دونم اگه بری همه اونا دق می کنن می دونی بدون تو یه کنج غربت میمیرم می دونم با رفتنت آرزوهام سراب میشه می دونی اگه نیای بدون تو چه ها میشه می دونم اگه بخوای می تونی باز تو بیای تو بیای پا بزاری بازم روی دوتا چشام

Shahdad
String_on_finger.jpg Shahdad

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم… بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد… خسته شدم بس که تنها دویدم… اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن… می خواهم با تو گریه کنم … خسته شدم بس که… تنها گریه کردم… می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم… خسته شدم بس که تنها ایستادم

Shahdad
alone-man.jpg Shahdad

عمر من تا دشت پرستاره اندیشه های گرم تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی تا کوچه باغ خاطره های گریز پای تا دشت یادها هان ای عقاب عشق از اوج قله های مه آلود دوردستها پرواز کن پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من