Shahdad
به خاطر روی زیبای تو بود که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود که دست هیچ کس را در هم نفشردم به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم به خاطر دل پاک تو بود که پاکی باران را درک نکردم به خاطر عشق بی ریای تو بود که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم به خاطر صدای دلنشین تو بود که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست و به خاطر خود تو بود فقط به خاطر تو
Shahdad
دلم نه عشق میخواهد ... نه دروغهای قشنگ ... نه ادعاهای بزرگ ... نه بزرگهای پر ادعا ... دلم یک فنجان قهوه داغ میخواهد ... و یک دوست ، که بشود با او حرف زد ... و بعد پشیمان نشود ...