Shahdad
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود..دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدمیست دلتنگی های که میتواند آدم را خفه کند...
Shahdad
دلم می خواهد نامت را صدا کنم ! یک طور دیگر! جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد ! یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم ! دلم می خواهد نامت را صدا کنم ! یک طور که دلت قرص شود که من هستم , یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی …!
Shahdad
نامــــــــــــــحرم بود , به تنــــــــم نــــــه ... به دلــــــــم ....!
Shahdad
من دلم ميخواهد خانهاي داشته باشم پر دوست کنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو...؛ هر کسي ميخواهد وارد خانه پر عشق و صفايم گردد يک سبد بوي گل سرخ به من هديه کند شرط وارد گشتن شست و شوي دلهاست شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست... بر درش برگ گلي ميکوبم روي آن با قلم سبز بهار مينويسم اي يار خانهي ما اينجاست تا که سهراب نپرسد ديگر " خانه دوست کجاست ؟ "
Shahdad
دوبــــــــــــــــــــاره تنها شـــــــــــــــــده ام دلـــــــــــــــــــــــــــــــم هوایـــــــــــــــ تو را کرده اســــــــــــــت خودکـــــــارم را از ابر پــــــــــــــــــــــــر می کنــــــم و برایـــــــت می نویـــــــــسم دوســـــــتــــــــــــــــــــــت دارمـــــــــــــــــــــــــــــ
Shahdad
تنها نشسته ام در اتاقم و به خودم فکر میکنم، و بغض می کنم... هیچکس مرا را به یاد نمی آورد !!! این همه آدم، روی کهکشان به این بزرگی... و من در ارزوی کسی که نیست.......
Shahdad
چشم چشم دو ابرو ، نگاه من به هرسو پس چرا نیستی پیشم نگاه خیس تو کو؟ گوش گوش دوتا گوش یه دست باز یه آغوش بیا بگیر قلبمو یادم تو را فراموش چوب چوب یه گردن جایی نری تو بی من ... دق میکنم میمیرم اگه دور بشی ازمن دست دست دو تا پا ، یاد تو مونده اینجا یادت میاد که گفتی بی تو نمیرم هیچ جا؟
Shahdad
وقتی بهش گفتم : دوستت دارم ! عوضــــــــــــ ـــــی شد ! بعدها فهمیدم من عوضــــــــــی گرفته بودم !!! عوضــــــــــــ ـــی بود !!! ..
Shahdad
دلـ ـم می خـواد زنـدگـی ام رو موقـتـــــ بـدم دســتــــ یــه آدم دیــــگه و بگـم: "تـو بــازی کـن تـا مــن برگـردم نـســوزیا ...
Shahdad
خدایا آرامشی بده به دلهای لرزان ... لرزان از ظلم ظالم لرزان از لرزش زمین لرزان از لغزش و گناه لرزان از شوق دیدار ... ای آرامش بخش دل های بی قرار
Shahdad
هنوز هم دلم تنگ می شود برای محض حرف زدنت و برای تکیه کلامهایت که نمی دانستی فقط کلام تو نبود من هم به آنها … من هم به ان ها تکیه داده بودم...............
Shahdad
گاهی با بعضی چیزها نمیتوان شوخی کرد! با تنهایی اتاق ٬ با دود سیگار ٬ و با یک فکر بیکـــــار ... که هی پرسه میزند حوالی تو ...