Shahdad
سیگاری روشن میکنم وبه خاموش بودنم فکر میکنم کـــــــــام عمیق همراه آهی کوتاه ... بیرون میدم دودش رو کمرنگ میشه مثل خودم نفسم میگیره از زندگی اجبــــــاری
Shahdad
از تنهاییت دلگیرنباش...و هیچ وقت آن را با کسی قسمت نکن!!مردم این شهر" تن" ها دادندتا "تنها" نمانند...!!
Shahdad
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری ! بعد از چند روز به دوستی بعد از چند ماه به همکاری بعد از چند سال به همسایه ای اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم . . . .
Shahdad
دیدگانــــــت را نبند … نگاهــــــت را ندزد … تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم … از گوشه چشمهایت تلاوتــــــ می شود…
Shahdad
هزار بار شنیدم دوستم داری! هزار بار شنیدی من بیشتر! هزار بار شنیدی تنهام نزار !هزار بار شنیدم کاش می تونستم ! هر هزار بار که خواستم به جواب برسم ، معادله ام یا حل نشد یا جوابش این نامساوی بود : دوستت دارم # رهایت می کنم ! ولی همون آخرین بار معادله را تو حل کردی ونتیجه این شد : دوستت دارم = میرم = برای همیشه تنهات می زارم
Shahdad
کــــــاش بـــاران بگــیـرد کــــــاش بـــاران بگــیـرد و شیشه بخار کـــــــنـد… و من هـــمه ی دلتنگیهایم را رویش “ها””کـــــــنـم… و با گــــوشه ی آســــتـیتنـــم هـــــمه را یـــکـبـاره پــاک کـــــــنـم … و خـــلاص…
Shahdad
مســاحــت خلــوتــم را پــر کــن! فــرقــی نــمی کنــد، عمــودی یــا افقــی! همیــن کــه ضلعــی از چهــار دیــواری ام بــاشــی، کــافــی ســت . . .
Shahdad
همه گفتن:عشقت داره بهت خیانت می کنه! گفتم:می دونم! گفتن:این یعنی دوستت ندارهاااا! گفتم: می دونم! گفتن:احمق یه روز میذاره میره تنها میشی ! … گفتم:می دونم! گفتند:پس چرا ولش نمی کنی..؟! گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم......
Shahdad
ایســــــتــــاده ام … بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود … ! مـــن ، همیــن جا ، کنار قـــول هـایت ، درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ، محـــــکم ایــستاده ام !!
Shahdad
دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم می اید...... می ماند...... و به تنهاییم پایان می دهد.... امد...... رفت...... و به زندگیم پایان داد.......
Shahdad
خدا؟ آره خدا خیلی بزرگه ... خودمون ساختیمش که هر وقت توی دردسر افتادیم یکی از راه برسه و بگه خدا بزرگه؛ اما اشکالش اینه که زیادی بزرگه! (خیلی دور خیلی نزدیک)
Shahdad
بــــــاور کن! خیلی حـــــــرف است... وفـــــــــادار دســـــــــت هایی باشی که یکبار هم لمســـــــشان نکرده ای…!!!!
Shahdad
تیک تیک ثانیه ها در گوش دقایق می خوانند و... دقایق برای ساعتها نجوا می کنند.... ساعتها، روزها را به بازی می گیرند و.... روزها ،ماه ها را و .... ماه ها..... سالها را واین چنین می شود که ایام می گذرد...