Shahdad
دوستـــــــت دارم" را... هـــم بـــرای مـن میفـــــرستـادی... هـــم ، او! نمیــــدانـم.... خیـــانــت میکـــردی؟ یا... عـــدالـــت؟!؟
Shahdad
من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم که تو دلتنگم شوی ؛ و محکم در آغوشم بگیــری ، و شیطنت وار ببوسیم و من نگذارم ! عشق من بوسه با لـــجبازی ، بیشتر می چسبـــد !!!
Shahdad
اِحسـ ـ ـ ـ ـاس " را فـَلـَـک نــکنیم این طفل مَعـصـوم که چه میداند " مَـنـطـق " چیست ...
Shahdad
می گوید: کلمات گـــــــــــاهی بار معنایی خود را از دست می دهند ... این روزها " دوستـــــت دارم " ها دیگر قلــــــب کســـی را به تپش وا نمیدارد ! و گونه کسی را سرخ نمیکند !
Shahdad
غروری ست در تو که هر دم بر احساسم خط میکشد ولی عشقی ست در من که میدانم عاقبت غرور تو را از رو خواهد برد....
Shahdad
دوستت دارم، نه به خاطر آن چیزی که هستی... به خاطر آن چیزی که من می شوم وقتی که با تو هستم...
Shahdad
ای کــاش یا بـــــــــــودی ، یـــــا از اول نبودی !!! ایـــــن که هســـتی و کنــــارم نیســــتی ... " دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد " بفــــــهم بی انصــــــاف . . . !
Shahdad
دیشـــب خـــدا آروم صـــدام كـــرد و گفــــت : خـــــوابے ؟ عشــــقت داره قــــربون یــــكے دیــــگـﮧ میــره... اونـــوقت تــــو راحت خوابیــــدے ؟؟؟!!! ..... لبخنــــدے زدم و گفتــــم : خـــــــــدا جونم " این همون مخــــلوقے هست كـﮧ وقتــے آفریدیـــش به خودت آفـــــرین گفتے✖
Shahdad
در عمق شب نیازی به بر افروختن آتش نیست نگاه عاشق تو آتشم می زند و نوری می شوم که هیچ روزی به پایم نمی رسد
Shahdad
در ردیف شعرهای من سه نقطه ای منتظر ، جای خالی تو را به قافیه نشسته اند ....
Shahdad
من از عطر آهسته ی هوا می فهمم تو باید تازگی ها از اینجا گذشته باشی....