دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Shahdad

خوبم...باور کنید... اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام... نبودنها را شمرده ام... ... درباره »
Shahdad
مرد - مجرد
امتیاز: 624.75

دنبال‌شدگان

(270 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(246 کاربر)

گروه‌ها

(26 گروه)

بازدید

Shahdad
Shahdad

تازه میدانم چرا صدای گربه اینقدر دل را میسوزاند ! بسکه تنها بوده ایم !! می یو من تو میکوید بیا ما باشیم ! من و تو بس که در میان انسانها تنهایی کشیدیم میلرزاند مارا پیشنهاد با هم بودن یک گربه..

Shahdad
Shahdad

قدیما معرفتت بیشتر بود سنگدل......... دلم واسه بد اخلاقیات تنگ شده........ یه بارم تو حرفی بزن باهام بغضمو ترکوندی حرفم نمیاد........

Shahdad
Shahdad

محكمتر از آنم كه برای تنها نبودنم... آنچه را كه اسمش را غرور گذاشته ام برايت به زمين بكوبم احساس من قيمتی داشت كه تو برای پرداخت آن فقير بودی ...

Shahdad
Shahdad

دلتنگی عین یه مار اومده رو قلبم نشسته هر چند لحظه ... یا چند ساعت گاهی هم چند روز یک بار میآد نیششو فرو میکنه تو قلبم ... گُر میگیرم .. بعد آرووم میشم .. دوباره................

Shahdad
Shahdad

زمان به خاطر هیچکس منتظر نمیمونه! دیروز به تاریخ پیوسته ..فردا معماست...امروز هدیه ست که باید قدرشو بدونیم....

این ارسال را بازنشر کرده است.
Shahdad
Shahdad

هنر عاشقی من این بود که بی تو با تو بودم!!

Shahdad
Shahdad

برای من مهــــــــــر در نگاه توست نه اولین ماه پاییز...

Shahdad
Shahdad

بسیاری از «من هم دوستت دارم» ها نتیجه رودربایستی ای هستند ؛ که «دوستت دارم» ها ایجاد می کنند، جدی نگیرید ... !!!

Shahdad
Shahdad

√ ایـטּ روزهـا زنـدگـی ِ هـمـہ هـمـیـنـہ (!) مـوسـیـقـــــی و گـیـتـار زل زدטּ بـہ دیـوار سـیـگـار بـعـد ِ چایـی و چـایـی بـعـد ِ سـیـگـار حـوصـلـہ ے ِ حـرفـاے ِ خـودت رو هـم نـدارے ....

Shahdad
Shahdad

آرزو دارم شبی عاشق شوی . آرزو دارم بفهمی درد را . تلخی برخوردهای سرد را . می رسد روزی که بی من سر کنی . می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی ...

Shahdad
Shahdad

با همه ی بی سروسامانی ام باز به دنبالِ ام طاقتِ فرسودگی ام هیچ نیست در پیِ شدنی آنی ام ..

Shahdad
Shahdad

گفته بودی وقتی دلت برام تنگ شد چشمانت را ببند و... به یادم لحظه ای بیاندیش . صدایت را میشنوم و می آیم! رفتی و دلتنگت شدم ! چشمانم را بستم و اندیشیدم .. حالا دلم برای دیدن دنیا تنگ شده !!!

Shahdad
Shahdad

هر روز صبح... یه عالمه گلوله کاغذی... متنفرم از دستمالهای کاغذی گلوله شده .. که هر روز صبح بهم یادآوری میکنن که دیشب چقدر اشک ریختم...

Shahdad
Shahdad

نگاه نافذت مرا به سوی تو روانه کرد حضور سرخ تو را برای من بهانه کرد دلم به خاطر تو و به عشق پاک و ساده ات پری به آسمان کشید و غربت شبانه کرد من آن غروب خسته ام که از طلوع سرخ تو طنین بغض کهنه را ترانه در ترانه کرد کنون بدان که من که ام کبوتری شکسته بال که پر کشید در دلت و عشق را بهانه کرد..

Shahdad
Shahdad

مرد زندانی می خندید! شاید به زندانی بودن خویش،شاید هم به آزاد بودن ما! راستی زندان کدام سوی میله هاست!